ای رحیم عزیز

به نام تو ...

سلام بابای خاک

خدایم،

من چه قدر بد هستم. تا دنیا بر من ضیق می شود، یاد تو می افتم

خدایم،

تنها شده ام.

هیچ کسی را ندارم. احدی نیست.

خدایم،

تو هستم باش تا نیستی ام جبران شود

ای خدای جبران کننده ی با جبروتم.

مگر غیر از این است که مهر و علقه ی مادری، جلوه ای نا کامل از مهر و علقه ی توست به بندگانت؟

خدایم،

تو مرا آفریدی، روحم بخشیدی، روحی متعالی و جسمی که با آن در دنیایت زندگی کنم؛ حالا تنها و شکسته ام. می خواهم در آغوشم بگیری و زارِ زار بگریم.

خدایم،

ای رحیم عزیزم، ای منتهای آرزویم، تو را به بندگان محبوبت، از گناهانم در گذر.

خدایم،

دیگر نای نوشتن ندارم، خودت بخوان، خودت بیامرز...

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
...

آنگاه که غرور کسی را له می کنی آنگاه که كاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی آنگاه که شمع اميد کسی را خاموش می کنی آنگاه که بنده ای را ناديده می انگاری آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی آنگاه كه چشمانت را مي بندي تا تيكه هاي شكسته غرورش را نبيني آنگاه که خدا را می بينی و بنده خدا را ناديده می گیری می خواهم بدانم، دستانت را بسوی كدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟ بسوی كدام قبله نماز می گزاری که دگران نگزارده اند خدايا به تو پناه ميبرم از اينكه : غرور كسي را بشكنم كاخ اميد كسي را ويران كنم بر شمع اميد كسي فوت كنم بنده اي را ناديده بگيرم گوشم را ببندم تو را ببينم و در پيشگاهت غرور بنده ات را بشكنم و چشمانش را نمناك كنم خدايا ! جز تو ندارم و نخواهم كه بدارم يا علی