بگو خب!

من از ضرغامی متنفّرم! یعنی از فعلش و قولش، از فکرِ کم‌داشته‌اش، از تحجّرش، از سطحی‌گری و پوپولیزمش، از تُنُکیِ اندیشه‌اش، از فقر و کم‌بضاعتیِ فرهنگی‌اش، از روستامَنِشی‌اش در مدیریت، از اکثرِ سریال‌ها و فیلم‌هایی که در زمانه‌ی مدیریتِ او ساخته شده، از همه‌ی بخش‌نامه و تصمیم‌های دورانِ مدیریتش، از معاونینش و از قول و فعلِ معاونینش، از ممنوع‌الکار و تصویر کردن‌های سلیقه‌ای و از کاردادن‌ها و پروژه‌بخشی‌های باند و حزبی‌اش. من از ضرغامی به اندازه‌ی تمامِ فریم‌های سریال‌های شبکه‌ی جِم و همه‌ی ادوارِ آکادمیِ گوگوش و تمام مستندها و وعده‌های خبریِ بی‌بی‌سیِ فارسی متنفّرم. از ضرغامی متنفّرم به اندازه‌ی همه‌ی شب‌هایی که شهیدی‌فرد می‌توانست مجری باشد و نبود. متنفّرم از ضرغامی به اندازه‌ی سهمِ تله‌ویزیونِ ایرانِ قبض‌های برقِ همه‌ی شهروندانِ کشور. از ضرغامی به اندازه‌ی ارتفاعِ ساختمانِ باشگاهِ خبرنگارانِ جوان ضرب‌در تمامِ دروغ‌ها، فریب‌ها، ریاکاری‌ها و نفاق‌های آدم‌های داخلِ آن ساختمان متنفّرم. متنفّرم و متنفّر می‌مانم از او تا آخرین لحظه‌ی عمرم.

/ 4 نظر / 20 بازدید
نیلوفر

سلام 1. قبل تر هم گفته بودم به گمونم که خیلی وقته اینجا رو می خونم و خوندن به معنای تایید محتوا ( حتی حداکثر محتوا ) نیست ! به معنای علاقه ی همیشگی و البته عادت شخصیم به دونستن دیدگاه های متفاوته ! 2. دیدگاه نویسنده ی اینجا "از نظر من" خیلی جاها تناقض داشته ! مثل دیدگاه علی مطهری مثلا ! ( تناقض ها رو تشبیه کردم نه جنس و نوع دیدگاه رو ) . کسانی که تناقض گویی در حرفهاشون می بینم به طرز خوش بینانه ای معتقدم حرف هاشون از سر شعار یا عادت نیست ! و به اصطلاح مال خودشونه ! یعنی که خودآگاه شون عادت نکرده به اینکه اگر ایکس رو قبول دارم پس باید مثل همه ی اون هایی که ایکس و ایگرگ رو قبول دارن من هم ایگرگ رو قبول کنم ! 3. اما !! اما یه جاهایی حس می کنم این دست آدم ها حتی اگر به قبول داشتن ایگرگ هم برسن مبنا رو می ذارن بر قبول نداشتنش ، چون خودآگاهشون به متفاوت بودن عادت کرده و .... این گاهی خطرناکه ! این کامنت به شدت خلاصه شده ی حرفی بود که مدت ها بود می خواستم اینجا بگم ، شرح و بسط مربوط به پست های اخیر اینجا رو بریزید در قالب این حرف

نیلوفر

ادامه ی کامنت قبل : چرا حالا تصمیم گرفتم بگم ؟! بعد از خوندن این تیکه ی پست که : "از تحجّرش، از سطحی‌گری و پوپولیزمش " تصمیمم رو گرفتم ! به نظرم میومد نویسنده ی اینجا با همه ی تعاریف و ادعاهای قبل ترش در باب تحجر و روشن فکری و قضاوت و الخ عجیبه این طور بی پشتوانه ی "دقیق و علمی و استناد تاریخی مثلا" حرفی درباره ی کسی بزنه ! و این تعجبم رو باز هم بذارید کنار پست های اخیر و اظهار نظرهای شبه جامعه شناسانه و سیاست مدارانه تون درباره ی آدم ها یا سیاسیون یا ... که نگفتم و حالا گفتم ! در ضمن ! : این اظهار نظر اصلا و ابدا به این معنی نیست که معتقدم صفاتی که در باب ضرغامی یا در پست های قبل در باب دیگران گفتید یا در باب اندیشه ی خاصی بیان کردید اشتباهه ، نا حقه یا برعکس درسته و به حق ! فقط خواستم بگم از نویسنده ی اینجا و انتقادهاش و اظهار نظر هاش درباره ی دیگران این طور بر میاد که خودش مستند تر و با استدلالی علمی تر کسی یا اندیشه ای رو نقد کنه موفق باشید

یارمحمدی

سلام بعد مدتها اومدم اینجا ، اول از همه هم با این آیتم برخورد کردم ، نگفته میدونید ، منم در این تنفر با شما شریکم. به نظرم اومد محتوایش خلاصه ای از مضمون و یا شاید بهتر باشه بگم چکیده ای از همون حسی بود که وقتی من برای اولین باردر بهار سال 91 از قلم شما خوندم ؛ متاسفانه شرایط به نظر من بدتر شده که بهتر نشده ، ای کاش تاسف و تنفر تاثیری در بهبود اوضاع داشت. شاید تمثیل جالبی نباشه ولی اثر این ابراز تنفر شاید به همون اندازه ی تاثیر مرگ بر آمریکا گفتن این همه سال باشه ، فقط یه خورده دلمون خنک میشه ! متاسفانه مردم کشورمون هر روز بیشتر از قبل به شبکه های سراسری صدا و سیما به برنامه های تزریقی بیگانه پناهنده و معتاد میشوند!

س.ع

البته نقد می شود کرد. زیاد هم. و خیلی زیاد هم. اما بعید می دانم تنفر، چیز خوبی باشد. بیشتر از اینکه برای ضرغامی بد باشد، برای شما و روح شما بد است.