اشکالِ مختلفِ هبوط (4)

سال‌ها بود که از قصه‌ی آدم و حوّا می‌گذشت
روزگار سنگ‌های بس‌یاری را بر سرِ راهِ عاشقانی بی‌شمار نهاده بود
تاب‌ِستان بود و آسمان سرِ یاری نداشت
تا آن‌زمان هیچ‌کس زنده از دنیا نرفته بود که من،
تصمیمِ گرفته‌ی دنیا برای هبوط شدم و
چهارمین تجربه‌ی اتفاقی که تنها یک‌بارَش زیبا بود.
تولد، نامی بود که بر ابتدای مرگ گذاشته بودند،
هم‌آن‌ها که به گریه‌های‌م خندیدند...

/ 3 نظر / 7 بازدید
بهار

هبوطهای قبلی راحتتر بود.ولی این گنگه به نظرم یا من نمی فهم. می شه توضیحش بدین،جالبه برام

بهار

.خواهش می کنم .لطف می کنید. "تا آن زمان هیچ کس....تنها یک بارش زیبا بود"

بهار

ممنون از توضیح.معنیی که گفتید به ذهنم رسید،ولی به نظرتون سطر 4 این معنی رو می رسونه؟ در مورده بچه دار شدن هم ،شاید بار اول زیباتر ست ولی این از زیبایی بعدی ها کم نمی کند.بی انصافی نکنید نسبت به احساس والدین و زیبایی که در هر تولد می بینند[لبخند].البته به هر حال نظر و حس شما محترم ست. موفق باشید