چشم سید

بسمه تعالی

به دوست خوبم محمد مهدوی‌اشرف:

-

تا در میانِ ابرویِ خوبان، نظر کنی

از این کمان، چو تیر، بباید گذر کنی

روی کمان، همیشه به مه بوده تا تو را

دیوانه‌تر کند چو به بالا نظر کنی

بر خاک اگر چو اشک بیفتی مبارک است

چون اشک اگر‌که ترکِ مقام نظر کنی

این رسم عاشقی‌ست که در بازی زمان

می‌بازی ار زِ دست‌کشیدن، حذر کنی

عطرِ بهشتی است مشامِ تنت اگر

چونان صبا ز کویِ عزیزی گذر کنی

خورشید می‌شوی و به معراج می‌روی

چون "چشم" اگر ستایش اهل نظر کنی

-

 سیدحسین(یاسین) رضوی‌پور

/ 9 نظر / 7 بازدید
نازنین

سلام عیدتان مبارک تعطیلات خوبی داشته باشی منتظرتون هستم

یکی از مردم

چه شعر زیبایی بود. لذت بردم. عید ولایت بر شما مبارک [گل]

1

bade bivafayi

ياسين

شعر پر غلطي بود محمد فقط براي خودت گفته بودمش درسته كه ازم اجازه گرفته بودي اما... اي كاش نمي گذاشتيش تو كه اخلاق من رو مي دوي لا اقل بي اسم ميگذاشتيش...

؟؟

.....

يه آشنا

یک شبی مجنون نمازش را شکست /بی وضو در کوچه لیلا نشست/ عشق آن شب مست مستش کرده بود /فارغ از جام الستش کرده بود /گفت یا رب از چه خوارم کرده ای/ بر صلیب عشق دارم کرده ای/ خسته ام !زین عشق دل خونم نکن /من که مجنونم تو مجنونم نکن /مرد این بازیچه دیگر نیستم / این توو لیلای تو من نیستم/گفت ای دیوانه لیلایت منم / در رگت بنهان و بیدایت منم/ سالها با جور لیلا ساختی/من کنارت بودم و نشناختی!!!!!؟؟؟؟.......

انار دل

همه ی قوری ها روزی خاک بوده اند پس خاک باش تا سفالگر دوباره بسازدت اگر تکه تکه باشی دورانداختنی هستی خاکت پر برکت

نزهت

سلام.سلام برسون.

jigiliani

عجب شعری بود. بسی مشعوف شدیم. خدا شاعرش را رحمت کند (شهیدبشه الهی).