از تو شرم‌سارم وطن!

وطن!
تو را از کدام سنگ ساخته‌اند که هنوز مانده‌ای؟
چه‌گونه می‌توانی سرزمینِ این‌همه ظلم و جنگ و جور و خون باشی؟

وطن!
دلِ سنگت را از کدام الهه‌ی آب و خاک ارث بُرده‌ای که به خشم نمی‌آیی و زیروزِبَر نمی‌شوی؟

از تو بیزارم وطن!
از تو شرم‌سارم وطن!
از تو پشیمانم وطن!

از تو هزار چلچله‌ی مُرده‌ در گلو دارم
هزار و هزار شعر...

تو شرمِ بی‌انتهای تاریخی که همیشه مردانت را باخته‌ای!

از تو بیزارم وطن!
از تو شرم‌سارم وطن!
از تو پشیمانم...

/ 5 نظر / 18 بازدید
نجلا

....

اسما

سلام :) سروده ی خودتون بود؟؟ بسیار عالی و به جا... از تو شرم سارم وطن...

ن.ص

سلام. افرادی چون شما را - که به زعم من تلاطم و تاملی عمیق - در سر داشته، پردازش و منتشر می کنید، سر بزرگ خطاب می کنند. سر بزرگ ها همیشه خاص هستند. اما خیلی هایشان یک جایی کم می آورند. در کل سر بزرگ بودن، به جز این قسمت آخرش خوب است.

رها صادقی

به جای گرسنگان و فرودستان از تو بیزارم وطن! به جای همه ی آنهایی که می توانند کار کنند و نمی کنند از تو شرمسارم وطن! به جای دست اندرکاران و مناظره کنندگان دیشب از تو شرمسارم وطن. و از تو پشیمان، به جای...