برای خوب ‌بودن

هم‌الآن شبکه‌ی دومِ صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران برنامه‌ی عزاداری روزِ ٢۴ آذرماهِ ٨٩ - در حسینه‌ی چیذر - رو با مرثیه‌خونیِ آقای محمودِ کریمی نشون داد. عینِ نوحه‌ا‌‌ی که ایشون خوند رو این‌جا می‌نویسم:

من‌م تشنه و تو دریا/ من‌م مجنون و تو لیلا/ من‌م بنده و تو مولا!
ابلفضل آقامه/ ابلفضل آقامه

-

هم‌این آقا دوسه ‌سالِ پیش شعری خوند و به صورتِ گسترده پخش شد که در اون می‌گفت:

یاد اون شلاقایی که می‌زنن روی تنم/ که بگو خدات کیه؟/ قبله‌ت کجاست؟/ خدات کیه؟/ چیه کتاب‌تُ؟ اسمِ پیمبرتو بگو/ کمکم کن نمونه/ جوابم توی گلوم/ تو سوال اولی بگم علی/ دیگه هرچی که بگن، بگم حسین/ من قبلتک؟ حسین/ من دینک؟ حسین/ من قبلتک؟ حسین/ من امامک؟ حسین/ من کتابک؟ حسین/ دینم حسین/ روحم حسین/ خونم حسین/ عشقم حسین/ اول  حسین/ آخر حسین/ قبله حسین/ مکه حسین/ صفا حسین/ زمزم حسین/ دینم، دینم، زینب و حسینه/ قبله‌م، قبله‌م، بین‌الحرمینه...

(بماند که کُلی اغلاطِ ظاهری هم دارد این شعر! مثلِ «من کتابک؟» و...)

-

حالا آقای ضرغامی برود دوربین بگذارد در مجالسِ هیئات و روز و شب و نصفِ شب و دمِ صبح و غروب و عصر و سحر، هزار وعده پخش کندشان تا ببینیم نسلِ بعدی «زده» و «افراطی» و «تفریطی» می‌شوند یا اهلِ منطق و اعتدال و انقلاب و دین و خدا و پیغمبر و انسانیت و اخلاق و امام حسین!

واقعاً «حسین» و «ابوالفضل» سینه‌زن و افراطی و اهلِ شور می‌خواهند؟ اگر این‌طور است من هم‌این‌جا اعلام می‌کنم که سینه‌زنِ این‌طور حسینی نخواهم بود و هیچ‌وقت چون‌این شورِ بی‌شعوری را هم‌راهی نخواهم کرد.

دینِ من نتیجه‌گرا نیست، وظیفه‌گراست اما نتیجه در آن از شاید هر دینِ دیگری مهم‌تر است. حسین کشته‌ی راهِ اسلام بود و تسلیم در برابرِ حقیقتِ خدا. دینی که حسین کشته‌ی اوست قرار است اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین منویّات را در جهان نشر دهد. دینی که حسین کشته‌ی اقامه‌ی اوست به مؤمنین‌ش می‌آموزد با هم مهربان باشند. برای هم‌دیگر و با نیتِ نزدیکی به خداوند فداکاری و ایثار کنند. از خواسته‌های خود بگذرند تا خواسته‌ی کسی دیگر برآورده شود. دروغ نگویند. تهمت نزنند. غیبت نکنند. از هم بگذرند و بگذارند حساب‌ها را ارحم‌الراحمین بررسی کند. بگذارید راحت‌تر بگویم:

دینی که من می‌خواهم مؤمنِ بدان باشم و فکر می‌کنم حسین معلّمِ آن بود نه اهلِ افراط و تحجّر است، نه اهلِ تفریط و تنوّرِ بیش از حد. نه از بی‌بندوباری ظاهری و باطنی به اسمِ آزادی و اختیار و دموکراسی دم می‌زند و نه به بسته‌بودن و خشکی و دگماتیسم و کوته‌نظری و جزم‌اندیشی به اسمِ اصول‌گرایی و بصیرت و تدیّن دامن!

دینِ اسلامِ اصیل و نابِ حضرتِ رسول (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) دینِ رأفت و مهربانی و گشاده‌رویی و گشاده‌دستی و وسعتِ نظر است. دینِ اعتدال در بیانِ نظر و نقلِ قول و خبر است. دینِ رعایتِ تقوا و عدل در قضاوت است. دینِ دوستی و محبت و عشق است. دینِ زیبایی‌ست. دینِ عطوفت است. دینِ خوبی‌هاست. دینِ عقلانیت و تفکر و هوشیاری و اختیار است. دینِ بیداری‌ست.

امّا انصافاً از گذشته تا به حال (در این چندساله‌ی اخیر) چه‌قدر این خصوصیات در جامعه‌ی ما بیش‌تر که نه، ثبات داشته است؟ چه‌قدر خوبی‌ها و انسانیت‌ها و اخلاقیات بیش‌تر که نه، نزول نکرده است؟ چه‌قدر دزدی و دروغ‌گویی و نامردی و ناامنی و پدرسوخته‌گی کم‌تر شده؟ چه‌قدر آرامش بیش‌تر شده است؟ چه‌قدر اُمید و رفاه (نه به معنای سرمایه‌داری‌ش که به معنای اصح و ادقِ انسانی و حلال) رشد کرده است؟ چه‌قدر برادری و اعتماد و اتکاء بیش‌تر شده؟

نه؛ من قطعاً میانه‌ای با حسینِ متداولِ هیئات نمی‌خواهم داشته باشم و قطعاًتر با اسلامِ هیئات و صدالبته قطعاًتر با انقلابی‌گری به قرائتِ هیئات که انقلاب و اسلام در نگاهِ من به ترجمه‌ی کسانی مثلِ شهیدمطهری و شهیدبهشتی و مرحوم عبدالله والی و حتا از معاصرین حجه‌الاسلام‌دکترسیدمحمدمهدی میرباقری نزدیک‌تر است...

با وامی از شاعرِ معاصر فاضل نظری از خدای خودم می‌خواهم:

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم...

/ 7 نظر / 11 بازدید
محمد

سلام دوست خوبم نکته جالبی که براون داشت برات کامنت بزارم این بود "خوب شد شما علاقه نداشتی و تا انتهای مراسم رو دیدی..." مطلب بعدی اینکه بچه مسلمونه میان رو !در درگاه حضرت حسین(ع)قاضی من و شما نسیتیم و با خط کش های این دنیا اعمال و کردار دیگران رو نمی سنجند! و آخراینکه"آنکه را اسرار حق آموختند... حضرت ساقی العطاشا نگهدارت.انشاا...(حالا نیای اونواراکامنت بزاری و... بخدا قسم انقدر آدم اونور آب حسرت همین مجالس رو دارن!)

غیرمنتظره

"حالا آقای ضرغامی برود دوربین بگذارد در مجالسِ هیئات و روز و شب و نصفِ شب و دمِ صبح و غروب و عصر و سحر، هزار وعده پخش کندشان تا ببینیم نسلِ بعدی «زده» و «افراطی» و «تفریطی» می‌شوند یا اهلِ منطق و اعتدال و انقلاب و دین و خدا و پیغمبر و انسانیت و اخلاق و امام حسین!" آخ گفتید!

سارا

موافقم! این منطق و اعتدال و بیداری اصله و دین ما باید با این تفکر زنده نگه داشته بشه.

ل.م

هیچ‌وقت چون‌این شورِ بی‌شعوری را هم‌راهی نخواهم کرد!

وحيد

مگه مشكل اين چيه : " من‌م بنده و حضرت عباس مولا" اين كجاش زياده روي. يعني شما بنده و خاك پاي حضرت عباش نيستي؟

میم ِ لام

هوالکاتب کاملا با نظرتان مخالف م... کجای این شور بی شعور است؟

بهار (خونه ی دل )

بسیار بسیار لذت بردم از این پستتون ممنون کاش گوش شنوایی بود ! کاش