تأمّلی در اوضاعِ مملکت (٣)

دیشب یکی از بچّه‌های قدیمیِ دفترِ تحکیم یک جُک پیامک کرد در موردِ مذاکراتِ هسته‌ایِ ایران که به نوعی شاید به سعید جلیلی برمی‌گشت. یعنی در عینِ این‌که جلیلی را به سخره نگرفته بود، موضوعِ اصلی جُکْ جلیلی بود. صبح، دبیرِ اسبقِ یکی از مهم‌ترین تشکّل‌های دانش‌جوییِ اصول‌گرا در این چندساله‌ی اخیر پیامکِ دیگری فرستاد با این مضمون که هرکس برای تبلیغاتِ جلیلی داوطلب است، اعلامِ آماده‌گی کند. به فاصله‌ی شاید شش‌ساعت.

علّتِ این کنتراست، نه دموکرات‌بودنِ من است و نه پلورال‌بودنِ فضای سیاسی؛ علّتش مافیایی‌بودنِ سیاستِ این‌روزهای این مملکت است و دست‌های پُشتِ پرده‌‌ی آگاه به اتّفاقاتِ صبحِ فردا.

دوستانی دارم در ستادِ آقای قالیباف که از سالِ ٨۴ گرایش داشته‌اند به او و در ٨٨کاندیدایی برای خود انتخاب کرده‌اند و حالا دوباره رفته‌اند در ستادِ جنابِ قالیباف. یکی‌شان سالِ ٨٨ در ستادِ دانش‌جوییِ آقای موسوی بود ابتدا و بعدتر که خیلی تنورِ فتنه داغ شد، کشید کنار و مواضعِ «آقا»یی گرفت. جالب این‌جا بود که از ٨٨ عمده‌ی انرژی‌اش و انرژی‌شان را صرف کردند برای بی‌بصیرت و ساکتِ فتنه و مفسدِ سیاسی و اقتصادی جلوه‌دادنِ آقای لاریجانی. کم‌کم که بحثِ جریانِ انحرافی بولد شد و اعلامِ برائت کردن از احمدی‌نژاد به رسایی و زاکانی و کمثلهم هم کشیده شد، از هر سه طعنه‌ای که به لاریجانی می‌زدند، یکی به احمدی‌نژاد هم می‌زدند. یعنی شما دقّت کنید، یکی که٨۴ قالیبافی بوده و ٨٨ ابتدا میرحسینی شده و بعد فاصله گرفته و آقایی شده، آن‌قدر آقایی شده که علی لاریجانی از دایره‌ی بصیرتش افتاده بیرون.

از یک‌طرفِ دیگر، طیفِ اصلاح‌طلب‌ها (تندروترهاشان) هم کینه‌ی لاریجانی را بدجوری به دل دارند سرِ کنفرانسِ برلین و آن برنامه‌ی زمانِ ریاستِ صداوسیمایش علیهِ اصلاحات. خارجی‌ها هم به خاطرِ مواضعِ صریح و روشنِ ضدِّاستکباریِ لاریجانی هیچ‌جوره رویش حساب نمی‌کنند. یعنی حتّا آن‌قدری که گاه روی احمد توکّلی مانور می‌دهند سرِ انتقاد از دولت، هیچ‌وقت نسبت به لاریجانی این‌جور نبوده‌اند. بعد از بگومگوی یک‌شنبه‌ی مجلس هم اگر مجبور به مخابره‌ی اخبار نبودند، شاید خیلی روی لاریجانی مانور نمی‌دادند. می‌دانند آخر آبی از او گرم نمی‌شود برای‌شان و لاریجانی آدمِ ساده و سهلی نیست که بشود هر سرمایه‌گذاری‌ای رویش کرد. لااقل این تحلیلِ من است.

سؤالی که از آن دوستِ قالیبافی‌ام دارم این است که تو چه‌طور علی لاریجانی را بی‌بصیرت و ساکت و زاویه‌دار با خطِّ امام و انقلاب و ره‌بر تلقّی می‌کنی، امّا حامیِ قالیبافی هستی که یک‌سوّمِ رأی‌دهنده‌گانِ به موسوی الآن مردّداند روی او و خیلی از هم‌آن راه‌پیمانانِ بعد از انتخاباتِ تهران که «وِر ایز ما وُت» از دهان‌شان نمی‌افتاد، الآن رویش حسابِ ویژه‌ باز کرده‌اند. واقعاً چه‌طور و با چه سنجه‌ی معقول و معیارداری‌ست که مشاور و هم‌راهِ بی‌دریغِ این ده‌ساله‌ی ره‌بر در تحلیل‌های سیاسی و ناجی و واسطه‌ی ایران در مسائلِ سیاستِ خارجی و منطقه‌ی خاورِمیانه می‌شود بی‌بصیرت، و خلبانِ بعضی از پروازهای ره‌بر می‌شود گزینه‌ی اصلح؟! واقعاً چه معیاری برای این حمایت‌ها و برائت‌ها وجود دارد؟ این‌همه فحش و فضیحت و جار و جنجال و دوستِ ما را گرفته‌اید و علی لاریجانی خطِّ قرمزِ نظام است و کذا و کذا راه انداخته‌اید در کشور با یک چنین سابقه‌ی توزردی که درونش معاشرتِ با ستادِ موسوی است؟! من نمی‌گویم حامیِ موسوی‌بودن بد و جُرم است یا چه و چه، امّا لااقل وقتی یک چنین سابقه‌ای دارید، دم از «بصیرت» نزنید!

از یک طرفِ دیگر، مؤسّسه‌ی امام‌خمینی (مؤسسه‌ی تحتِ مدیریتِ آقای مصباح) با تمامِ قوا در این چندساله در هر چیزی که می‌شد افراط کرد، فعّالیّت داشت، مِن‌جمله هم‌این تخریبِ آقای لاریجانی و آقای هاشمی و بقیه‌ی معقول‌های نظام. می‌گویم معقول‌های نظام چون دقیقاً علّتِ این تخریب‌ها هم‌این «عقل» و «عقلانیّت» است. بارها گفته‌ام که مؤسّسه‌ی مصباح با «عقلانیّتِ دینی» مشکل دارد، نه حتّا با علی لاریجانی و درواقع با علی لاریجانی‌ها مشکل دارد، چون مروّج و مدافعِ عقلانیّتِ دینی و افعالِ فاخرِ سیاسی، ذیلِ موازین و اصولِ انقلابی‌اند.

خلاصه بدجوری غریب افتاده است آقای لاریجانیِ ما. البته این غربت، غربتِ عقل است و هزینه‌های داشتنِ استقلال و عقلانیّت. هرکس که اهلِ معیار باشد و تفقّهِ عقلانیِ امور، اغلب تنها می‌افتد، چون اکثراً آدم‌ها اهلِ محاسبه‌ی سره و ناسره‌ی اخبار و امور و اهلِ تمییزهای عقلانی نیستند در مسائلِ اجتماعی و سیاسی.

امیدوار هستم هنوز هم به حضورِ آقای لاریجانی یا کسی از جنسِ او در عرصه‌ی رقابتِ انتخاباتیِ آینده. مملکتِ ما با کسانی چون آقایانِ جلیلی و قالیباف مشکلاتش حل نمی‌شود. حالا اگر از آن ائتلافِ سه‌نفره آقای ولایتی بیاید بیرون شاید یک‌مقداری مناسب‌تر باشد از آن دونفرِ دیگر. ولی قالیباف اصلاً. آقای جلیلی هم که اساساً این‌کاره نیستند. بقیه هم که خُرده‌کاندیدا هستند. تا ببینیم چه می‌شود.

/ 5 نظر / 10 بازدید
خودت

واضح ترين عقلانيت علي لاريجاني اين بود كه اولين نفر از تبريك گويندگان پيروزي ميرحيسين موسوي باشد بعد از علام ميرحسين قبل از پايان راي گيري.

یک من

سلام. تبلیغ هنوز شورع نشده جناب! [نیشخند] قالیباف که کلا روشنه قضیش و با ما حذفه. منتهی جلیلی آدم سالمی ه. نه اینکه به قالیباف حرف ببندیم، با تهرانی که چند سال اخیر دیدیم، خب و البته انتخابات 88 هم یادمون نرفته. به ما هم پیامک دادن برید نامه ای که از جلیلی درخواست حضور در انتخابات کردیم و امضا کنید. نرفتم. چون اصلا هنوز به کسی مطمئن نیستم. بعدشم یه قراری گذاشتم با خودم تو ستاد هیچکسی فعالیت نکنم، اصلا شاید توصیه ای هم به دیگران نکردم . شایدم شرایط عوض شد و هم توصیه کردم هم تبلیغ! اما فعلا منتظرم! ببنیم چی میشه.

سید علی نبوی

آقای مهدوی اشرف عزیز،آقای لاریجانی "هم" ،گزینه "مناسب"ی برای ریاست جمهوری نیست.مسایل مملکت قرار نیست با امثال ایشان هم آن گونه که شایسته ست حل بشه،البته،این هم قبول که مواضع ایشون معمولا معقولانه تر و توام با آرامش بیشتریست.(خیلی به خودم فشار آوردم تا بعضی چیز ها رو نادیده بگیرم و این جمله ی آخری رو بنویسم!!!![وحشتناک]) ولی به هر حال،اولا به نظرم خیلی روی فرد نباید مانور داد.همیشه کسانی هستند که این کارهارو بهتر از من و شما انجام می دن.(لذا خیلی هم غریب نیست این علی آقای لاریجانی!!) و ثانیا شاید بهتر باشه با این اوضاع قحط الرجال، "مقایسه" کنیم به جای حمایت.

سید علی نبوی

محمدا،سوالت اگرکلی ست،به نظرم نیاز به بحث فراوان داره.شایداگر حضوری دیدیم همدیگه رو حسابی ازخجالت هم در بیایم.[عینک]اما دوست دارم به یک نکته اشاره کنم: به نظرم قبل از هرچیز، با بررسی شرایط فعلی و تجربیات گذشته، و با یک شبیه سازی در مقیاس بسیار کوچک و ناقص از نصب کارگزاران حکومتی توسط امیرالمؤمنین علی(ع)،به نظر منطقی میاد که رئیس جمهور بازوی اجرایی رهبری جامعه ی اسلامی باشه.البته اینکه این میون اولا اینکه تکلیف دموکراسی چی میشه،جای بحث ریشه ای داره.ثانیا این موضوع با قانون اساسی ما سازگاری چندانی نداره،لذا یکی از اصلی ترین "لازم" ها برای یک رییس جمهور،هماهنگی کامل با رهبری ست.هماهنگی به معنای اینکه در بالادست،مجری سیاست های کلی نظام باشه،و در پایین دست هم،حداقل "احمد توکلی"وار،تابع باشه!!این به نظرم،میتونه یک استانداردباشه برای مقایسه. * پ.ن.1:از محضر امیرالمؤمنین(علیه السلام) بخاطر قیاس فوق الذکر پوزش می طلبم. پ.ن.4:حیف...حیف...حیف... پ.ن.2:شاید اگر موسسه آقای مصباح این بلا ها رو سر"بعضی"از پایداری ها نمی آورد،یک چیزکی از توشون در میامد!(من بی تقصیرم!!) آره،بی عقلن.کاملا قبول دا

محمد حسن سلام

سلام علی لاریجانی یکم آدم مخوفی بِ نظر میاد! یکم زیادی مصلحت سنجه!مثل بعضی ها وخیلی ها درآن لایه بالای حکومت! خلاصه فک نمی کنم تاملی در اوضاع کرده باشی بل تفالی بر اوضاع زده ای مهدی خان!