یا غیاث‌المستغیثین...‏

مگذار گُمَت کنم
مگذار یادت را بادهای اندوه با خود ببرند
مگذار و مخواه غُبارِ غم، غمِ امروز و فردایی که می‌گذرد،
بنشیند بر دلم.

آری، تو «جبرانِ همه‌ی نداشتن‌ها»* هستی
تسکینِ هر درد و درمانْ هم.

شعرْ شُبهه‌ی توست
آن‌گاه که عاشقانه باشد و عمیق.

گلْ لب‌خندِ توست
عکسش افتاده بر خاک.

چه‌قدر مهربانیِ تو خوب است
درختان همه شکوفه کرده‌اند.

حتّا در آتشِ ابراهیم هم
تصوّرِ تو گلستان است.

نامت آوازِ پرنده‌گان است ای بلند!

معشوقِ مشتاق!
معبودِ عاشق!
بی‌کرانه‌ی هست!

دوستت دارم
به زبانِ قطره‌های باران‌های ناگهان...

کمیل‌خوانیِ مناجاتیِ حجّة‌الإسلام ارجمندی: داون‌لود یا داو‌ن‌لود

* برگرفته از «آن‌سوی دل‌تنگی‌ها خدایی‌ست که داشتنش جُبرانِ همه‌ی نداشتن‌هاست»؛ از مرحوم دکتر علی شریعتی.
/ 2 نظر / 16 بازدید
رها صادقی

...و این باران است که می بارد از دل کلمات

م ح ک

سلام مطالب شعرهایی که بهترند را می توان با ذکر منبع در فضاهایی مانند پلاس منتشر کرد؟