شعرهایی که به‌ترند... (۳۴)

خدایا اگر رشته‌ی پیوندت را از من بگسلی،
باز هم برای رسیدن به هریک از آرزوهایم راهی جز تو نمی‌یابم.

|أللهم إنّک إِنْ‌قَطَعتَ‌عنّی سَبَبَک، لم‌أجِدِ‌السَّبیلَ إلی شیءٍ مِن أملی غَیرَک./ دعای بیست‌ویکم صحیفه‌ی سجّادیه|

/ 1 نظر / 8 بازدید
رسول

الهی ، عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم ؛ گفتی و فرمان نکردم ، درماندم و درمان نکردم . الهی ، عاجز و سرگردانم ؛ نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم . الهی ، اگر تو مرا خواستی ، من آن خواستم که تو خواستی. الهی ، به بهشت و حور چه نازم ، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم . الهی ، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار . به لطف ، مارا دست گیر و به کرم ، پای دار ، الهی حجاب ها از راه بردار و مارا به ما مگذار .