گرافیک - گفتن

گفتن

λεγειν

کتابِ «ضد» بی‌شک شُسته‌رُفته‌ترین و منسجم‌ترین کتابِ «فاضل نظری»ست. غزل‌های نظری در این کتاب همه از وحدتِ معنیْ حولِ محورِ موضوعِ «عشق» برخوردارند. اسلوبِ معادله‌ و کشفِ مضمون یا به عبارتِ خلاصه‌تر «سَبکِ هندی» استخوان‌بندیِ شعرها را شکل داده و تعابیرِ بیدلانه‌ای مثلِ «آیینه» و «آه» هم بسیار پُربسامد و تکرار هستند در آن؛ گاه حتّا در یک غزل چندبار. از نظرِ «معناداری» و «جهان‌بینی» ضدْ بنیه‌ی قوی‌تر و مستدل‌تر و متّحدتری از حتّا «گریه‌‌های امپراطور» که پُرتیراژترین کتابِ نظری بوده است، دارد. ما در ضد با یک جهانِ سرشار از معانی‌ای نظیرِ «عشق» و «وفاداری» روبه‌روایم. نظری در ضد خودش را کم‌تر «نقض» کرده و شاید فقط یک مورد باشد که مضمون‌گرایی بر معنی‌گرایی غلبه کرده است و نظری دست از عشق برداشته و بی‌معشوقی را می‌ستاید. از طرفی ضد چند غزلِ غیرِمغازله‌ای هم دارد. سه‌مورد شاید درباره‌ی ائمّه (بی‌هیچ اشاره‌ی مستقیمی) و دو-سه مورد هم در گفت‌وگو با خدا یا با زبانِ مناجات.

نظری به زعمِ من با کتابِ ضد جای‌گاهِ خودش را به عنوانِ خوش‌غزل‌ترین یا به‌ترین غزل‌سرای این حدّاقل ٣۵ساله‌ی حدوداً بعد از انقلاب تثبیت کرده است. یعنی اگر با کتاب‌های قبلی‌اش خودش را به عنوانِ یکی از مهم‌ترین غزل‌سراها معرّفی کرده بود، حالا با ضد این جای‌گاه را منحصراً متعلّق به خود کرده است. کیلومترها فاصله‌ بینِ غزل‌های تروتمیز و بی‌عیب و ایراد و فهمیدنی و خوش‌معنی و زیبا و مثبتِ نظری با اشعارِ بقیه‌ی غزل‌سراهای حتّا مطرحِ بعد از انقلاب وجود دارد. نظری بابِ جدیدی را به روی غزلِ معاصرِ فارسی گشوده است و این ابداً یک نظرِ آمیخته با حّب و از روی احساسِ بی‌استدلال یا متأثّر از سلیقه‌ای و پسندی غیرِمنصف نیست. این را به عنوانِ یک خواننده‌ی زمان‌صرف‌کرده‌ی شعر لااقل می‌گویم که نظری نظیری میانِ اقرانِ خودش ندارد و یکّه‌تازِ عرصه‌ی غزلِ فارسی‌ست.

تحلیلِ من از علّتِ توفیقِ نظری علاوه بر استعداد و فنّ و طرزِ غزل‌سرایی‌اش که لازمه‌ی کار بوده است، داشتنِ یک جهان‌بینیِ عمیق و بااصالت در زمینه‌ی عشق و عقبه‌ی مطالعاتیِ متمرکز بر سَبکِ هندی و هوش‌مندی در استفاده از تعابیر و تناسب‌های جهانِ شعریِ شاعری مثلِ «صائب» و صبر و صبر و صبرش است. صبر در ارائه‌ی غزل‌هایش به عنوانِ یک کارِ تمام‌شده. نظری یک شاعرِ ویرایش‌گرِ حلیم است. او شعرهایش را به محضِ سرودن منتشر نمی‌کند و این یک مزیّتِ اوست نسبت به خیلی از شاعرانِ دیگر. کارِ آسانی هم نیست البته صبوریِ بر «اثر».

در کنارِ شعرهای خوبِ نظری، بی‌ذوقی‌ست اگر از هنر و خلاّقیّت و زبانِ نوی طرّاحیِ گرافیکِ «مجید زارع» حرف نزنیم. مجید یکی از مهندس‌ترین گرافیست‌های حالِ حاضرِ ایران است که در زمینه‌ی صفحه‌آرایی و طرّاحیِ جلدِ کتاب آثارِ متفاوت و خوبی در این سال‌ها ارائه کرده است. هارمونیِ معنایی و منطقیِ جلد و صفحاتِ «ضد» یقیناً به به‌تردیده‌شدن و خوانده‌ترشدنِ غزل‌های نظری کمک کرده است. هم‌آن‌طور که به فروشِ چندبرابرِ گریه‌ها و «اقلیّت» هم بعد از یک چاپِ تقریباً ناموفّقِ اوّلیه در نشری غیر از «سوره‌ی مِهر» کمک کرد. درواقع می‌توان گفت که نظری و زارع یک تیمِ موفّق در ارائه‌ی کتاب بوده و هستند و هرکدام به نوبه‌ی خود کارشان را به به‌ترین نحوِ ممکن سعی کرده‌اند ارائه کنند و انصافاً هم این اتّفاق تا حدودِ بسیارزیادی افتاده است.

«ضد» اگر یک کتابِ معمولیِ غیرِخاص با چاپ و نشری معمولی بود هم قیمتِ٨هزارتومان در سالِ ٩٢ برایش زیاد نبود، چه رسد به این‌که هم‌چه طرّاحی و گرافیک و چاپّی دارد و چنان محتوایی هم. بنابراین برای آن‌که ارزشِ واقعیِ آن را می‌فهمد، کمی ارزان هم هست! این را گفتم چون در غرفه‌ی سوره‌ی مِهر در نمایش‌گاهِ کتابْ زمزمه‌هایی می‌شنیدم مبنی بر این‌که «این کتاب برای خودش بازاری درست کرده است» و «این شاعر کاسبی راه انداخته» و «سوره دارد سوءاستفاده می‌کند» و... . همه‌ی این زمزمه‌ها هم از سوی کسانی مطرح می‌شد که صِرفاً و صِرفاً به‌خاطرِ شلوغیِ قفسه‌ای که ضد روی آن قرار داشت به آن سمت «هجوم» بُرده بودند و اگر جای «ضد» هرکتابِ دیگری و حتّا هر شیءِ دیگری هم اگر بود، دست می‌بُردند تا ببینند چیست و چند است و چه‌را اطرافش شلوغ است. خریدارهای هیجانی، سم است برای‌شان این کتابِ معقول و منطقی و آرام و نظیفِ ضدِّ آقای فاضل نظری. ضد را باید دل‌آرامانه خواند و مزه کرد و آه کِشید و قدر دانست. غزلی از کتاب را انتخاب کرده و می‌نویسم:

خانه‌ی قلبم خراب از یکّه‌تازی‌های توست
عشق‌بازی کن که وقتِ عشق‌بازی‌های توست
چشمِ خون، حالِ پریشان، قلبِ غم‌گین، جانِ مست
کودکم! دستم پُر از اسباب‌بازی‌های توست
تا دلِ مشتاقِ من محتاجِ عاشق‌بودن است
دل‌بری‌کردن یکی از بی‌نیازی‌های توست
قصّه‌ی شیرینْ نیفتاده‌ست هرگز اتّفاق
هرچه هست ای عشقْ از افسانه‌سازی‌های توست
میهمانِ خسته‌ای داری، در آغوشش بگیر
امشب ای آتشْ شبِ مهمان‌نوازی‌های توست
نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

[سایزِ بزرگ‌تر]

نوشته شده در پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

یک پیش‌نهادِ موسیقایی برای «زنگِ بیداریِ» تلفنِ هم‌راه. به گمانم اگر این آهنگ را به‌عنوانِ زنگِ بیداری تنظیم کنید، دیگر هیچ‌وقت خواب نمانید. ترانه‌ی آهنگِ «تصویرِ رؤیا» از آلبومِ «معجزه‌ی خاموش» -به خواننده‌گیِ «داریوش اقبالی»- را «روزبه بمانی» سروده است و «مهدی یراحی» آهنگش را ساخته و «به‌روز صفّاریان» آن را تنظیم کرده است.

|♪ ♫ ♩|

[لینکِ کمکیِ اوّل] [لینکِ کمکیِ دوّم]

شب از مه‌تاب سر می‌ره، تمامِ ماه تو آبه
شبیهِ عکسِ یک رؤیاست، تو خوابیدی، جهان خوابه

زمین دورِ تو می‌گرده، زمان دستِ تو افتاده
تماشا کن سکوتِ تو، عجب عمقی به شب داده

تو خواب انگار طرحی از گل و مه‌تاب و لب‌خندی
شب از جایی شروع می‌شه که تو چشماتو می‌بندی
نوشته شده در جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

روندِ طرّاحیِ جلدِ کتابِ «جانستانِ کابلستان» (از ابتدا تا انتها) به روایتِ تصویر.

نوشته شده در جمعه ٥ خرداد ۱۳٩۱ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

روندِ طرّاحیِ جلدِ کتابِ «عشق اَمّای کوچکی دارد» (از ابتدا تا انتها) به روایتِ تصویر. +
[معرّفیِ این کتاب توسطِ فرزاد حسنی] 


 

 

نوشته شده در جمعه ٥ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

روندِ طرّاحیِ جلدِ کتابِ «نفحاتِ نفت» (از ابتدا تا انتها) به روایتِ تصویر.

نوشته شده در پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۱ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

به او که اقدمِ عاداتِ احسنِ خداوندی بود و نوبرانه‌ی سفره‌ی عشق. و به روزگار که بعد از حسین نه شب است و نه روز، چیزی‌ست مابینِ روز و شب و شبیه‌تر به شب. و به تو که در تنهایی حسین را ماننده‌یی جز تو نیست... سلامٌ علیکم...

حسین (علیه‌السلام)، نگاهِ غم‌بارش را
از سیاهیِ سپاهِ مقابل ستاند و به سمتِ
آینه‌ی بی‌زنگار - عباسِ علم‌دار - فرونشاند
و حسرت‌بار زمزمه کرد: ذهب‌الذین أحبهم و بقیت فی من لا أحبه
آن‌ها که دوست‌شان می‌داشتم، رفتند
و من مانده‌ام در میانِ آنانی که دوست‌شان نمی‌دارم.

سقای آب‌وادب/ سیدمهدی شجاعی، فرهنگِ سخنانِ امام‌حسین (علیه‌السلام)/ صفحه‌ی 903

نوشته شده در شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

سلام؛ نظر و پیش‌نهادتون رو راجع به این کار بفرمایید لطفاً. دونستنِ دونکته لازمه:
یک) ترکیبِ رنگ و حال و هوای کار با توجه به دیزاینِ غرفه‌ست.
دو) هم‌چنین دونستنِ این نکته هم اهمّیت داره که این یه پکیجِ داخلیه.

+ دفعه‌ی پیش از نظرات‌تون خیلی بهره بردم. این‌دفعه هم بی‌بهره‌م نذارید.

تصاویری از غرفه:

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

کدومو پیش‌نهاد می‌دید؟

1

 

2

 

3

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

سیاه‌مشقِ معلی؛ اجرا شده در فتوشاپ/ آبان٨٩

نوشته شده در پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

در این چندساله که به‌ صورتِ واقعی و رسمی واردِ بازارِ کار شده‌ام متوجه شدم که عزمی برای توسعه در مدلِ ما وجود ندارد. به عنوانِ مثال در هم‌این «طراحیِ گرافیک» که بنده مشغول هستم عواملی چون: خلاقیت، نوآوری، فهم و پرهیز از تکرار از اصولِ اولیه‌ی موفقیت محسوب می‌گردند. اما موضع‌ی که جامعه‌ی ما نسبت به این تخصص به صورتِ پیش‌فرض دارد این است که طراحیِ گرافیک یک مهارتی‌ست که طراح آن را صرفا آموخته  است و فهمِ هنر، خلاقیت و زیبایی‌شناسی چیزهایی خدادادی هستند که در هرکس یافت می‌شوند و این دلیلی می‌شود برای کوبیدنِ طراحانِ گرافیک و اشکال‌گرفتنِ از کارهایِ آنان. هم‌این نگاهِ غیرِ منصفانه وقتی می‌رود پشتِ میزِ تصمیم‌گیری، ملاکِ انتخاب‌ش می‌شود «قیمت». می‌شود «مُفت» کار را پیش بردن...

به نظرِ من یک مدلِ اقتصادی که میلِ به توسعه دارد حتما باید متوسلِ به ارزش‌های فرهنگی و اقتصادیِ پای‌داری به صورتِ توأمان باشد. با وجودِ این مسئله که احترامِ به تکثرِ فرهنگی به عنوانِ یک مؤلفه‌ی ضرورِ مدل‌های توسعه تجویز می‌شود می‌توان امیدوار بود که حرکت‌های محلی و گروهی می‌تواند در بلندمدت در توسعه‌ی انسانی و تصحیحِ این روند بیمار مؤثر باشد. تنها و تنها نگرانی‌ِ من این است که دولت و جامعه‌ی مدنی نقشِ خود را خوب ایفا نکنند و احترامِ به آرایشِ نهادیِ توسعه بماهو توسعه از دستورِ کار خارج گردد (البته اگر باشد!).

نوشته شده در یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |