طلع البدر علینا من ثنیات الوداع، وجب الشکر علینا ما دعا لله داع - گفتن

گفتن

λεγειν

امشب بی این که بدونم چه را، دلم درد می کنه و گرفته ست. استخر بودم و حدوداً یک ساعتی میشه که اومدم خونه و شام هم خوردم، فردا هم باید برم دانشگاه کلاس دارم. تازه باید واحد های مأخوذم رو هم تعویض کنم.

خدا؟ می ترسم

می ترسم از اون روزی که گفتی روزِ رو­شدن دست ماهاست. خدا جونم دلم گرفته، خودت یه کاریش کن. اصلاً می خوام یه مدت این دلم رو بگیری ازم، می خوام بی دل زندگی کنم ببینم طعمش چیه؟ به قول عرفان نظرآهاری عزیز: یه روزی بالاخره دلم و پرت می کنم توی حیاط تو و خودم میام که ورش دارم و دیگه هم برنمی­گردم و همیشه توی حیاط و حیات و شاید ممات شما می مونم.

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

 

نوشته شده در چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |