نقدی از طرف یکی از خوانندگانِ غمخاک - گفتن

گفتن

λεγειν

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام؛
لازم دیدم  مختصراً چند کلام با شما در میان بگذارم؛

به نظرم شما یک تفکّر انقلابی دارید که پسندیده‏است. امّا متأسفانه گاهی نسبت به موضع یورش، علم کافی ندارید. یعنی شجاعت و طغیان شما بر آگاهی‏تان می‏چربد.
به هیچ وجه احمق نیستید امّا تهوّر پسندید. و گاه به خاطر تهوّر حاضرید به حماقت باج دهید. 
طغیان در برابر حق را به برّه‏وار پذیرفتن حق ترجیح می‏دهید.
این منش، هم در برخوردهایتان و هم تا حدودی به شکل کلان‏تر در موضع‏گیری‏های دیگرتان هست.
عدم خضوع در برابر نقد ختم مردانه‏گی نیست. میل به طغیان و تمرّد نباید سدّ راه حقیقت باشد. 
مرد باید بتواند برای پذیرفتن حق، روی غرورش هم پا بگذارد وگرنه سر از عناد و لجبازی در می‏آورد که این نهایت جهل و گمراهی‏ست.
مرد اگر برای حق، روی خودش پا نگذارد، یک‏باره چشم باز می‏کند، شگفتا که به بی‏غیرتی هم باج داده‏است!
اشتباه شما از نظر من در یک نقطه است، آن هم هنگامی که تعقّل را مساوی با تهوّر و تمرّد قرار می‏دهید. حق به خاطر حق بودنش است که قابل دفاع است. نه به خاطر طغیان‏گر یا رام بودنش!

نهج البلاغه خطبه 96 

اما وَ الَّذى نَفْسى بِیَدِهِ لَیَظْهَرَنَّ هؤُلاءِ الْقَوْمُ عَلَیْکُمْ، لَیْسَ لاَِنَّهُمْ اَوْلى بِالْحَقِّ مِنْکُمْ، وَلکِنْ لاِِسْراعِهِمْ اِلى باطِلِ صاحِبِهِمْ، وَ اِبْطائِکُمْ عَنْ حَقِّى
بدانید به خدایى که جانم در دست قدرت اوست که ارتش معاویه بر شما پیروز خواهند شد، نه به خاطر اینکه از شما به حق شایسته ترند، بلکه بدان خاطر که آنان در حرکت به سوى باطل زمامدارشان شتابانند و شما در برابر حق من سست و کند هستید.

آنچه من از این سطور می‏فهمم این است که جهل در هر دو سپاه وجود دارد امّا تهوّر یاران معاویه، قادر است پشت حقیقت را به زمین بکوبد! 

اما مطلب دوم: 

خطبه 56
او شما را به ناسزا گفتن به من و بیزارى از من فرمان مى‏دهد. در صورت اجبار بدگویى کنید، زیرا که مایه پاکى و علوّ درجه من و نجات شما خواهد بود. ولى از من بیزارى نجویید، زیرا من بر فطرت الهى به دنیا آمده ام

تا به حال در این سطور تعمّق کرده‏اید؟!  چرا می‏توان به حضرت ناسزا گفت اما برائت نجست؟! در حالی که به دشمنان نمی‏باید فحش داد ولی اظهار برائت کرد؟!
 من فکر می‏کنم شما عملا عکس این دستور رفتار می‏کنید.
یعنی در برخورد با احساسات غلط، جسورید اما در برائت جستن، اهل مسامحه.
نمی‏دانم شاید به "حربٌ لمن حاربکم" اعتراف ندارید! شاید ترجیح می‏دهید زیارت عاشورا نخوانید!
 شما به کسانی که در برخوردهای موضعی دچار اشتباه شده‏اند یا که از روی احساسات حرفی زده‏اند بیشتر می‏تازید و در برائت از آن‏ها که بی‏ابا خطا می‏روند گاهاً مسامحه می‏کنید.

اما...

خطبه 59 
پس از من خوارج را نکشید، چون کسى که حق را بجوید و اشتباه کند مانند کسى نیست که باطل را بخواهد و آن را بیابـد.

در نهایت امیدوارم کلماتم سبب خیر واقع شده
و از خداوند طلب هدایت دارم

والسلام علی من اتّبع الهدی
نوشته شده در یکشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |