بازی‌گریان!‏ - گفتن

گفتن

λεγειν

به نظرِ من آقای «علی‌رضا پناهیان» روی منبر وعظ یا سخنرانی نمی‌کند، بل‌که «بازی‌گری» می‌کند. او مفاهیم، لغات، عبارات، تعاریف و مهم‌تر از همه «دین» را به استخدامِ اهدافِ ازپیش‌تعیین‌شده‌اش درمی‌آورد و جوری این‌ها را مانندِ خمیر در کلامش ورز می‌دهد که الزاماً به آن‌چه که می‌خواسته است، برسد. این‌‌که اهدافش چه هستند و چه نیستند جای بررسی و تحلیلِ مصداقی دارد و در حیطه‌ی عِلم و اطّلاعِ بنده از منابرِ ایشان نیست؛ ولی هم‌این‌قدر را می‌فهمم که ایشان نگاهش به دین ابزاری‌ست. یعنی دین را ابزار و وسیله‌ی بیانِ اهدافش قرار می‌دهد، در صورتی که این روند و این مکانیزم باید عکسِ این شکل باشد. یعنی باید مفاهیم و اهداف و لغات و تعاریف و کلامْ در خدمت و ابزارِ دین یا معرفت یا امرِ حق قرار بگیرند.

او قصد دارد رادیکالیزمِ متصّل و هم‌آهنگ با برخی از ارگان و نهادهایش را در قالب و شکلی از سخنرانی و وعظ گسترش دهد بینِ آن‌ها که مستعدِّ این نوع افراطی‌گری هستند. این‌جور که من می‌فهمم او موفقیت را در افراطی‌گری و غلظت می‌بیند و به شدّت هم از حمایتِ برخی نهادها دل‌گرم است. دورادور از برخی سفرها و بودجه‌هایی که در اختیار دارد هم آگاهم. دوباره تکرار می‌کنم: جنابِ آقای علی‌رضا پناهیان به زعمِ بنده روی منبر بازی‌گری می‌کند. به هم‌این دلیل دوستان، آشنایان و مردم را از منبرِ او به شدّت برحذر می‌دارم. هرکس نگرانِ ایمان و تقوا و فطرتش است را بیم می‌دهم از منبرِ هم‌چه کسی. باشد که رستگار باشیم.

نوشته شده در جمعه ۳ آذر ۱۳٩۱ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |