بحرانِ عبور از فیلتر - گفتن

گفتن

λεγειν

روزگاری بود که اینترنت در این مُلک «فیلتر» نداشت. اواخرِ دهه‌ی ٧٠ و اوایلِ دهه‌ی ٨٠بود. عمده‌ی استفاده‌ام از اینترنت محدود می‌شد به بلاگ‌نویسیِ فوقِ‌ مبتدیانه و گشت و گذار در سایت‌های بازی‌های «سگا» و بعدتر «پلی‌استیشن» و ئی‌میل. کمی که گذشت «اورکات» آمد و بازارِ کامیونیتی و این‌ها گرم شد و مدّتی حسابی مشغولِ این پدیده‌ی عجیب و جدید بودم. فیلتر را اوّل‌بار حینِ اورکات مزمزه کردم. اورکات جزءِ اوّلین مواردِ فیلترینگ در طولِ تاریخِ اینترنتِ ایران است. فیلترِ اورکات برای ماها مساوی بود با مرگِ اورکات. چون اینترنتِ دایل‌آپ خودش سرعتِ مورچه‌ای داشت، با پورت و پراکسی که دیگر تبدیل می‌شد به مورچه به توانِ دو. خلاصه این فیلترینگ جوری پرید وسطِ اورکاتیدنِ ما که کلّاً هوای اورکات از سرمان افتاد و شرکتِ ارائه‌دهنده‌ی اورکات هم بعدها ورشکست شد و گوگل خریدش. (بعد از اورکات گزگ و یاهو٣۶٠ و های‌فایو و نسخه‌ی ایرانیزه‌ی نهادهای امنیتی -کلوب- به وجود آمدند که هیچ‌کدام آن‌چنان که باید نگرفتند جای اورکات را تا بعدتر که گوگل‌ریدر و فیس‌بوک آمدند.)


تا چندسالِ پیش عمده‌ترین راهِ دورزدنِ فیلترینگ هم‌آن پراکسی بود و نهایتاً سایت‌های واسطِ پراکسی و گاهی «دی.ان.اس.» و «روتر» هم. امّا با آمدنِ اینترنتِ پهن‌باند کم‌کم سروکلّه‌ی «وی.پی.ان.»ها پیدا شد و پراکسی‌ها و سایت‌های ارائه‌دهنده‌‌ی‌شان از رونق افتادند و فیلترشکن‌های نرم‌افزاری هم توسّطِ کشورهای مختلف نوشته و منتشر شدند در محیطِ اینترنت. آلتراسورف، فری‌گیت، یور-فریدِم، تور-بروزر، هات‌اسپات‌شیلد، پاف، اِی.اُ.اِل.، پرواز، جی‌پَس، آلترا-وی.اُ.اِی.، جی-تونل، فری-نِت، آپرا و...

مشکلِ اصلیِ استفاده از نرم‌افزارهای رایگانِ فیلترشکن این است که اوّلاً همیشه درست کار نمی‌کنند و معمولاً در آپ‌دیت مشکل دارند و یا این‌که شناسایی می‌شوند و از کارایی می‌افتند. وی‌پی‌ان هم که از سالِ ٨٨ رونق و عمومیتِ بیش‌تری در ایران پیدا کرده است، یک مشکلِ بزرگ دارد. وی‌پی‌ان به دلیلِ اتصالِ مجازی‌اش یک راهِ عبور از فیلترِ «ناامن» محسوب می‌شود (یا به عبارتِ دقیق‌تر به شدّت استعدادِ محلِّ سوءاستفاده قرارگرفتن دارد). احتمالِ سوءاستفاده‌های مانیتوری و کنترلی از طریقِ وی‌پی‌ان برای نهادهای امنیتیِ داخلی و خارجی و هم‌چنین سوءاستفاده‌کننده‌های مالی و متجاوزینِ به حریم‌های خصوصی کاملاً وجود دارد. بحرانِ استفاده از وی‌پی‌ان یک بحرانِ کاملاً جدّی‌ست برای مردمِ عادّی. چون از یک‌طرف نه می‌توانند از آن‌ استفاده نکنند (به عنوانِ سریع‌ترین و تضمینی‌ترین راهِ عبور از فیلتر) و از طرفی هم نمی‌دانند این وی‌پی‌انی که استفاده می‌کنند آیا حقیقتاً یک «کالا»ی ارائه‌شده از سوی یک شرکتِ کامپیوتریِ صِرف است، یا ابزارِ سوءِاستفاده‌ی نهادهای امنیتی و ضدّامنیتی و یا ابزارِ سوءاستفاده‌ی متجاوزینِ به حریم‌های خصوصی و دزدها! مثلاً خودِ من حدودِ دوسال است که از وی‌پی‌انی استفاده می‌کنم. عمدتاً اکانت‌های یک‌ماهه یا سه‌ماهه از این شرکت می‌خریدم. آخرین‌بار اکانتم یک‌روز زودتر از موعد منقضی شد و این را با ئی‌میل گزارش دادم به ارائه‌دهنده‌اش. پاسخی که دریافت کردم این بود:

«واقعا براتون متاسفم. فکر میکنید ما نشستیم پشت سیستم یکی یکی اکانت ها رو چک میکنیم؟ نه دوست عزیز سیستم خودکار این کار رو انجام میده. شما هم بهتره دفعه بعد از ما خرید نکنید. روز خوش»

که با این پاسخ اگر تا قبلش فقط کمی احتمال می‌دادم ممکن است این شرکت از اطلاعاتم سوءاستفاده کند، الآن مطمئن هستم که استفاده کرده و یک آب هم رویش خورده! یک‌بار هم یادم است که در یک بازه‌ی زمانی وقتی با کارت‌های شتاب خریدِ اینترنتی یا پرداختِ اینترنتی داشتم (در حالِ اتّصال به وی‌پی‌ان)، علی‌رغمِ این‌که موقعِ تایپِ رمزها از صفحه‌کلیدِ سایت استفاده کردم، هر سه کارتم بلاک شد (به علّتِ ورودِ بیش از سه‌بارِ رمز) و مجبور شدم رمزهای‌شان را از طریقِ اِی.تی.اِم. تغییر دهم. تازه این کفِ سوءِاستفاده‌های احتمالی از طریقِ وی‌پی‌ان است. تجاوز به حریمِ خصوصی سطحِ بعدی‌ست و سوءِاستفاده‌ی امنیتی یا ضدِّامنیتیِ سرویس‌های داخلی و خارجی سطحِ بعد. این است بحرانِ فیلترینگ و عبور از فیلترینگ در ایران و برای مردمِ ایران. این حرف را یک آدمی دارد می‌زند که به نظام معتقد است و روحیه‌ی کاملاً ضدِّاستکباری دارد و فعالیتِ سیاسیِ علیهِ مصالحِ کشور ندارد و قرار هم نیست که داشته باشد. فیلترینگ برای منِ بچه‌مذهبی‌ هم هزینه‌بردار است، چه رسد به کسانی که هم‌سوی با من و ما نیستند و البته که شهروندِ این کشورند و حقوقِ شهروندیِ در حیطه‌ی قانون و براساسِ قانون دارند و حقِّ استفاده از اینترنتِ امن و آزاد و آزادیِ بیانِ در حدودِ قانونِ اساسی و انسانی نیز دارند. این که همه را به یک چوب برانیم و از موضعِ «دور» برخوردِ عام کنیم با امرِ استفاده از اینترنت به‌نظرم جالب و صواب و درست نیست. الآن جان و ناموس و اطلاعاتِ حریمی و مالیِ مردم در خطرِ سوء‌استفاده قرار دارد، اگر به فرضِ مثال قرار بوده با اینترنتِ بی‌فیلتر مصالحِ نظام و اشخاص به خطر بیفتد. الآن دانش‌جوها، پژوهش‌گرها و اهلِ عِلم و هنر و فرهنگ برای استفاده از بعضی پای‌گاه‌های علمی و تخصصی و یا دایرة‌المعارف‌های مرتبط به حوزه‌ی تخصصی‌شان مجبورند علاوه بر هزینه‌ی اشتراکِ اینترنت و مالیاتِ بر ارزشِ افزوده و عوارضِ شهرداری، یک هزینه‌ی اضافه‌تری هم برای فیلترشکن بپردازند و این عادلانه نیست. کاش این حرف‌ها به گوشِ یک مسئولِ واقعی برسد. یک مسئولی که «امنیت» را فقط با قرائتِ خاصِّ خودش نبیند و فراتر از آن عِلم و فرهنگ و هنر را هم با مؤلفه‌های صِرفاً امنیتی تحلیل نکند.

نوشته شده در جمعه ۳ آذر ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |