شعرهایی که به‌ترند... (۳۳) - گفتن

گفتن

λεγειν

چه بس‌یار عیب‌ها که از من پوشیده‌ای و رسوایم نکرده‌ای،
و چه بس‌یار گناهانِ مرا که نهان داشته‌ای و بدان‌ها شهرتم نداده‌ای،
و چه بس‌یار آلوده‌گی‌ها که بدان‌ها آلوده گشته‌ام و تو از آن‌ها پرده برنگرفته‌ای
و نشانِ بدنامی بر گردنم نیفکنده‌ای؛
پس ای معبودِ من، ستایش برای توست.

|کَم مِن عائِبَةٍ سترتها‌علیَّ فَلَم‌تَفضَحنی، و کم مِن ذَنبٍ غَطَّیتَهُ‌علیَّ فلم‌تَشهَرنی، و کم مِن شائِبَةٍ أَلمَمتُ‌بها فلم‌تَهتِک‌عَنّی سِترَها و لَم‌تُقَلِّدنی مَکروهَ شَنارِها؛ یا إلهی، فلک‌الحمد./ دعای شانزدهمِ صحیفه‌ی سجّادیه|

نوشته شده در پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۱ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |