جرعه ی دوم - گفتن

گفتن

λεγειν

جمعه

23/6/86

01:28 بامداد

هر که در این بزم مقرب تر است

جام بلا بیش ترش می دهند

هرچند اولش با شک، اما به طور یقین دی روز اولین روز از ماه مبارک 1428 ه.ق بود.

با خودم که می اندیشم، تنها چیزی که در ذهنم متبادر می شود این است که عجب مدیریتی دارد خدا. اصلا برای بنده های کند و لنگی مثل من صبر نمی کند. منی که در فهمیدم منقبت و فضایل رجب و نهایتش شعبان، لنگ در هوا مانده ام، حالا یک روز از نافه ی ماه های خدا را طی کرده ام. این را امروز از حجه الاسلام رنجبر شنیدم. می گفت مُشک اول اولش خون است. خون کثیف و نجسی که از ریخته شدن آن روی البسه مان بیم داریم. اما وقتی به کیسه ی نافه می رسد و در آن جا ابدی می شود، خوش بو ترین و گران بها ترینِ ماده ها می شود. می گفت: ماه مبارک برای ما همان نافه ای ست که هر کدام مان با هر درجه از بنده گی و انسانیت می تواند در آن به بالاترین مقامات که همانا لقاء پروردگار است، به رسد.

شهید استاد مطهری در یک سخنرانی فرموده بودند: با روزه گرفتن، دهان جسم مان از غذای حلال بسته می شود و کاش دهان روح مان نیز با تقوای الهی از حرام بسته شود!

ایضا می فرمودند: زنی نزد پیام بر خدا(صلی ا... علیه و آله و سلم) رفتند و پیام بر که مشغول صرف احتمالا شیر بودند به آن زن شیر تعارف می کنند . آن زن می گوید: روزه ام و پیام بر باز با اصرار شیر تعارفش می کنند. زن می گوید: روزه ام، نمی شود!

پیام بر می گویند تو چه طور روزه ای که دو ساعت پیش گوشت برادر(خواهر) را می خوردی؟

زن کتمان می کند و پیام بر می گویند قی کن. زن قی می کند و لخته های خون و گوشت از معده اش بیرون می ریزد...

شهید مطهری می گفت: اگر روزه بگیریم و فقط گرسنگی به کشیم، اصلا روزه نه گیریم به تر است! می گفت: روزه می گیریم که گناه دروغ و غیبت و تهمت مرتکب نشویم. ذیل آن می فرمودند که: گناه غیبت و دروغ کبیره اند، اما گناه تهمت کبیره ی کبیره است، زیرا دو گناه کبیره را با هم در خود دارد. دروغ و غیبت!

از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است... دی روز با همه ی این حرف ها رفت و احساس می کنم فقط گرسنه بودم. خیلی مانده تا به تشنه گی به رسم که تشنه گی شوق است و شوق مقام بالایی است و هرکه را لیاقت شوق وصل جمال کبریایی اش نیست. به امید روزی که مرز بین خود و خودِ حقیقی مان شکسته شود!

والسلام
نوشته شده در جمعه ٢۳ شهریور ۱۳۸٦ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |