متخلَّص - گفتن

گفتن

λεγειν

تخلّصِ برخی از مشاهیرِ شُعَرای قدیم -خاصّه شاعرانِ قرن‌های نه و ده- همیشه قلقلک‌دهنده و جالب بوده برایم. شاعرانی نظیرِ رسمی (فغفور)، وحشی، عالی، منصف، حزین، شوقی، تأثیر، اثر، عالی، مفتون، اخوی و غیره. حالا این قلقلک کارِ خودش را کرده و می‌خواهم به تگِ «شوخیِ» این‌جا مطلبی اضافه کنم. از این جهت توجه‌تان را به یک‌سری تخلّصِ پیش‌نهادی (از طرفِ خودم) برای برخی از شُعَرای بی‌تخلّص و اسم و رسمِ ام‌روزگار جلب می‌کنم:

استرسِ کاشانی
مفلوکِ بوشهری
استیصالِ ارومیّه‌ای
غم‌گینِ کرجی
مستهلکِ تنکابنی
تفاوتِ طهرانی
رنجِ مشهدی
خوش‌حالِ رامسری
وسیعِ شیرازی
لوسِ سمنانی
اضمحلالِ زنجانی
تخریبِ کرمانی
کبابِ کاشمری
عربده‌ی قائمشهری
محتضرِ میبدی
مشمئزِ بیرجندی
حیفِ اصفهانی
قتیلِ قمی
اشتباهِ تبریزی
و...
نوشته شده در جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |