می‌گن وقتی داره بارون می‌باره، درِ رحمت به رومون باز می‌شه* - گفتن

گفتن

λεγειν

احادیث و روایات و تعابیرِ مختلفی از تناسبِ «باران» و امرِ «رحمتِ إلهی» شنیده و خوانده‌ایم. یا حتا فارغ از این وجه، زیاد اتفاق افتاده که حین و بعد از بارشِ باران احساسِ لطافت و سَبُکی کرده‌ایم. این احساس، حتماً حسِّ درست و صادقانه‌ای‌ست و الزاماً منحصر به آدم‌های معتقدِ به دین و احادیث هم نیست. به‌هرحال «آب» پاک و زلال است و باریدنِ آن از آسمان که خودش مظهرِ پاکی‌‌ست، می‌تواند حسِّ پاک‌شدن و زلال‌شدن به آدم بدهد. شاید بشود احساسِ بعد از استحمام را از جهتی به آن شبیه دانست.

حضرت سجّاد (ع) در دعای سوّمِ «صحیفه» تعبیری دارند که به دلم نشسته و می‌خواهم این دل‌نشینی را با شما شریک شوم. در این دعا ایشان به تفکیکِ وظیفه و احوال، فرشته‌گانِ إلهی را نام می‌برند و از خداوند می‌خواهند که بر آنان درود فرستد. یک‌دسته از فرشته‌گانی که ایشان نام می‌برند «الهَابِطینَ مَعَ قَطْرالْمَطَرِ إِذَا نَزَل»ند. یعنی «آنان‌که با دانه‌های باران به زمین می‌آیند»؛ و چه رؤیایی و زیباست این فرض و این تصوّر که هنگامه‌ی ریزشِ باران عدّه‌ای فرشته‌ از آسمان بر زمین هبوط می‌کنند و بی‌جهت نیست که لطافت و سَبُکی زمین و اهلِ آن را فرامی‌گیرد وقتِ باران. با این تعبیر به‌نوعی «بازشدنِ درِ رحمتِ إلهی در وقتِ باران» هم تفسیر و توجیه می‌شود.

به‌هر‌روی بارانِ بعدی التماسِ دعا!

* بخشی از این ترانه.

نوشته شده در جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |