از فرامینِ در تنهایی (۹) - گفتن

گفتن

λεγειν

سربازِ افراط و تفریط نباش که جنودِ شیطان‌ند این‌دو. آرام باش و قانع و پرسش‌گر و سریع‌الرّضا و پی‌جوی صدق و صلح. به حق و حقیقت آرام بگیر و بخواه که اهلِ فهم و درک باشی. سعی کن جَوِّ جوامعِ کوچکی که به حسبِ موقعیات و شئونِ مختلفِ اجتماعی در آن‌ها قرار می‌گیری نگیردت و اصولِ خودت را همه‌جا داشته باشی. «اصولِ خود» نه یعنی اصولِ منیّت. یعنی گزاره به گزاره‌ی باورهایت را خودت یافته باشی و حفظ کنی و با محکِ آن‌ها دائم بسنجی اکناف و اطرافِ عالَم را. انسانِ معتقدی باش. حالا به هر اعتقادی که هست که البته چه به‌تر که اعتقاداتت صواب باشند و اصیل. امّا نفسِ معتقد‌بودن خودش در بس‌یاری از مواقع موضوعیت دارد. سینه‌زنِ تُندروها نباش -از هر گروهی که هستند-. نه خدا تُندرو می‌خواهد، نه دینش -آن‌گونه که از مراجع و مجتهدین شنیده‌ام- تُندروی ایجاد می‌کند. پس هرجا تُندروی دیدی مطمئن باش هدفی متفاوت دارند. آدمِ خودت باش و بنده‌ی خدایت، نه آدمِ حزب و گروه و بنده‌ی آرمان‌های من‌درآوردی.

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |