مادر (4) - گفتن

گفتن

λεγειν

چه لالایی‌هایی برایش خوانده‌بود مادرش؟
که صدای آر.پی.جی. گوش‌های نوجوانش را درد نیاورده بود؟
دوستِ برادرِ شهیدِ «صادق» -مسلم*- را می‌گویم؛
هم‌آن‌ که مسلم به صادق گفته بود آن‌روز از گوش‌هایش خون جاری شده بود بس که شلّیک کرده بود.
هم‌آن که بعدها شهید شد...

* شهیدمسلم (سیاوش) اسدیِ‌رازی (جانشینِ گردانِ علی‌اکبرِ لشکرِ سیّدالشّهداء)

نوشته شده در جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |