ماهیِ قرمز - گفتن

گفتن

λεγειν

بی‌هوده اُمّیدت به دستِ آدمک‌هاست
ای ماهیِ قرمز بمیر این رسمِ دنیاست!

دل‌تنگی‌ات در تُنگ محدود است، امّا
اندوهِ آن‌که در دلِ دریاست، دریاست!

تنها نه تو در بینِ آدم‌ها غریبی
هر سرو در باغِ انار و سیبْ تنهاست

من هم شبیهِ تو اسیرِ تُنگِ خویشم
دریای من هم سرزمینی دور از این‌جاست

یک‌روز سرگرمِ بهشت و عشق بودم
گفتند بعدش نوبتِ تبعید و دنیاست

گفتند در دریای شک اهلِ یقین باش
گفتند در متنِ دروغستان بگو راست!

گفتند هرکس یوسفِ این قصّه باشد
سهم‌ش گرفتاریّ و نیرنگِ زلیخاست

گفتند ابراهیم باشی، مبتلایی
-در آتشی که آخرش بَرد و سلاماست

گفتند و او از آسمان مهبوط‌مان کرد
مخلوق را خالق فقط در رنج می‌خواست...
نوشته شده در یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |