بیانِ یک واقعیت - گفتن

گفتن

λεγειν

امریکا به عنوانِ یکی از قدرت‌های جهان (برخلافِ ژاپن و اروپا)، از نرخِ رشدِ جمعیتِ بالایی به نسبتِ منابع و زیرساخت‌هایش برخوردار است. در سالِ 2004 متوسطِ مصرفِ روزانه‌ی نفتِ امریکا 20.4میلیون بشکه در روز بوده و این درحالی‌ست که در هم‌آن سال چین (به عنوانِ پُرجمعیت‌ترین کشورِ جهان) تنها 6.5میلیون بُشکه مصرف می‌کرده است.

در 1950 جمعیتِ امریکا 150 میلیون‌نفر بوده است، در 2000، 281 میلیون و اپریلِ 2012 حدودِ 315 میلیون. از طرفی در 12 سالِ گذشته متوسّطِ PGR امریکا هیچ‌گاه کم‌تر از 0.92 درصد نبوده و پیش‌بینی می‌شود در 2050 جمعیتِ این کشور از 400 میلیون‌نفر هم تجاوز کند و در 2100 به بیش از 1 میلیاردنفر برسد. حالا حساب کنید یک چنین کشوری با معضلی به این بزرگی که داعیه‌ی چندفرهنگی‌بودن دارد و هم‌چنان هم مهاجرپذیر است (جزء 10تای اول)، چه‌گونه و از چه راهی می‌تواند کسریات‌ش را جبران و احتیاجات‌ش را تأمین کند؟ پاسخِ این پرسش (با نگاهی به کارنامه‌ی 60ساله‌ی اخیرِ امریکا در جهان) ساده‌ست: با لشگرکشی و گسیلِ ارتش به کشورهای ضعیف، مستعدِّ تنش و البته دارای منابع و ثروت‌های طبیعیِ جهان.

ساده‌گی‌ست اگر شروعِ مشکلاتِ ایران و امریکا را قطعِ یدِ او از منابعِ نفت و گازِ این مملکت ندانیم و شروعِ این اختلافِ عمیق را صِرفاً ایدئولوژیک و اعتقادی بدانیم (هرچند که انقلابِ اسلامی به عنوانِ دلیلِ اصلیِ این قطعِ ید خودش فی‌نفسه یک اتفاقِ ایدئولوژیک بود). امّا با گذشتِ زمان و ایستاده‌گیِ ایرانِ جدید مقابلِ تهدیداتِ مستقیم و غیرِمستقیمِ امریکا در منطقه و رشد و پیش‌رفتِ ایران در زمینه‌های تکنولوژیک و دست‌یابی به فن‌آوریِ غنی‌سازیِ اورانیوم حالا دیگر دشمنی و مشکلِ امریکا با ایران فقط جنگ بر سرِ نفت و منابع نیست. امریکا در مواجهه با ایران باید یک چشم‌ش به اهدافِ اقتصادی‌اش باشد و چشمِ دیگرش به میزانِ نفوذ و سرایتِ روحیه‌ی مقاومت و استقلالی که ایران بنیان‌گذارش بوده و کم‌کم به خیلی از کشورها یا مردمِ کشورهای دیگر هم رسیده. امریکا چاره‌ای جز دشمنی با ایران ندارد. درواقع این هجمه‌ها و تهدیدهای بین‌المللی که هرازگاه علیهِ ایران راه می‌افتد از روی استیصال و ترس است نه آن‌چه که معمولاً اظهار می‌شود، یعنی جلوگیری از خطرِ ایرانِ هسته‌ای. مدلِ مقاومتیِ ایران اگر نه بیش‌تر از ایرانِ هسته‌ای، لااقل به اندازه‌ی ایرانِ هسته‌ای امریکا را می‌ترساند. امریکا اشغال‌گری‌ِ بی‌صدای مخالف‌ش را تهدیدشده می‌بیند نه جهانِ آرامِ آرمیده در صلح و صفای حقوقِ بشری را. از این رو پسندیده‌ است ما مردُمِ ایران (از هر طیفِ فکری که هستیم) اگر منتقد یا مخالفِ سیاست‌های داخلی یا مدیریتِ فعلیِ کشورمانیم، پای امریکا را به این معادلاتِ درونی باز نکنیم و اعتراض به ساختارهای معیوبِ داخلی و اصلاحات را بهانه‌ای برای قدرت‌مندکردنِ دشمنِ خارجی نسازیم. مطمئن باشید بعد از ایجادِ رابطه و نفوذِ امریکا به خاکِ ایران، اولین هواپیمای امریکایی که در فرودگاهِ بین‌المللیِ تهران می‌نشیند نظامی خواهد بود. پسندیده نیست استقلالِ کشوری که این‌همه خون بالای ایستاده‌گی‌اش مقابلِ عربده‌های دیپلماتیک و غیرِدیپلماتیکِ یک دژخیمِ وحشیِ مستکبر پرداخته، با سطحی‌نگریِ مردمانش در تحلیلِ مسائلِ گذرا هدر رود. مشکلات‌مان را خودمان باید حل کنیم نه منفعت‌جوی خارجی.

نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |