گفتن

گفتن

λεγειν

"ریشه هامان در سیاهی ها

قلب هامان٬میوه های نور

یکدیگر را سیر می کردیم

با بهار باغهای دور

 

می نشستم خسته در بستر

خیره در چشمان رویاها

زورق اندیشه ام آرام

می گذشت از مرز دنیاها

 

روز ها رفتند و من دیگر

خود نمی دانم کدامینم

آن من سرسخت مغرورم

یا من مغلوب دیرینم؟

 

بگذرم گر از سر پیمان

می کشد این غم دگر بارم

می نشینم شاید او آید

عاقبت روزی به دیدارم"

 فروغ فرخ زاد

نوشته شده در یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۳ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |