از تنهایی‌ها... - گفتن

گفتن

λεγειν

طرزِ رفتارِ غزالان تابعِ چشمانِ توست
در مجالِ هر تماشا آینه حیرانِ توست

پلک‌هایت را که می‌بندی خزر گِل می‌شود
بی‌قراری‌ کردنِ امواجْ از مژگانِ توست

من غروبِ خسته‌ی سربازِ مرزِ بانه‌ام
‏-محتوای نامه‌هایم دوری و هجرانِ توست‏-

تو کویرِ سبزِ جنگل‌های دریای جنوب
‌جای‌جای نقشه‌ی جغرافیا از آنِ توست

نیستم فرزندِ نوح اما دل‌ت از من پُر است
بندبندِ خاطرات‌م مملو از طوفانِ توست

ای نسیمِ بی‌وفایی که نماندی در بَرَم
چشم‌هایم مثلِ شمعی تا ابد گریانِ توست
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |