تلخ - گفتن

گفتن

λεγειν

گریه‌های زیرِ باران‌ها فراموش‌م کنید
خاطراتِ تلخِ هجران‌ها فراموش‌م کنید

باختن در مسلکِ شیران دلیلِ رفتن است
می‌روم از بیشه جولان‌ها فراموش‌م کنید

زنده‌گی در کُلِ تاریخ‌ش سرِ سازش نداشت
خسته‌ام از عصر و دوران‌ها، فراموش‌م کنید

بینِ «کُفر» و «کفرْتر» راهی به‌جز انکار نیست
دست بردارید ایمان‌ها فراموش‌م کنید

مرغِ بسمل را معطل‌کردن از انصاف نیست
بُگسلید این رشته پیمان‌ها، فراموش‌م کنید

لحظه‌های آخرِ فرزندِ نوح‌م، خسته‌ام
بگذرید از شرمْ طوفان‌ها... فراموش‌ش کنید...*

این قفس با میله‌هایش خانه‌ی بختِ شماست
بینِ ما فرق است انسان‌ها، فراموش‌م کنید

-
* با خودم حساب‌کتاب کردم، دیدم پسرِ نوح که فراموش‌شده‌ی خدا و رسول‌ش بود و چیزی برای از دست دادن نداشت؛ «فراموش‌م کنید» بی‌معنی بود...

نوشته شده در دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |