این جاده‌ها - گفتن

گفتن

λεγειν

چه غم‌گنانه‌‌ست، حالا
وقتی‌که زمین دورِمان می‌کند و زمان، دور؛
دل‌تنگِ دی‌روزم و دل‌تنگِ فردا
دل‌تنگِ آفتابی که تو بودی هر صبح، چشم‌گیرِ پنجره‌ام، نگاه‌م، دل‌م
دل‌تنگِ شبی که گیسوی تو بود و سرِ زلفِ پریشان‌ت و منِ بر باد
دل‌تنگِ فردایی که تو بوده‌ای و هستی و باشی و بمانی هنوز
دل‌تنگِ غریبی که من‌م
چه غم‌گنانه‌ست، حالا
این جاده‌ها به تو نزدیک‌م نمی‌کنند
چه غم‌گنانه‌ست...

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |