!I'm one of the Iranian Nuclear Threats - گفتن

گفتن

λεγειν

ایران یعنی همه‌ی ایران! همه‌ی وجب‌به‌وجبِ خاک‌ش و همه‌ی مردم‌ش. از چابهار و زابل و زاهدان و تایباد و فریمان و کاشمر تا مشهد و گرگان و بندترکمن و علی‌آباد و رشت و بابل و بهشهر و اردبیل و تبریز و زنجان و ری و خرم‌آباد. اصفهان، شیراز، بوشهر، همه‌ی خوزستانِ عزیزم از شلنگ‌آبادش تا توپ‌چی و جفال و مالحه و طویبه و هویزه و بستان‌ و تا خودِ شوش و ایلام. تا همه‌ی هزارجریباتِ همه‌ی ارتفاعات‌ش، تا همه‌ی سُفلی و اولیاها و کُلا و آبادهای تنگِ همه‌ی روستاهاش. ایران با همه‌ی تاریخ و جغرافیاش از خانه‌ی محصورِ موسوی و کروبی شروع می‌شود تا چندخیابان آن‌طرف‌تر بیت و تا خودِ پنجاه‌تومنیِ دانش‌گاه و تا همه‌ی جوی‌های در دستِ احداثِ ولی‌عصر و تا همه‌ی کلاغ‌های تجریش و تا کوچه‌ی مهدی‌قصاب و تا بستنیِ اکبرمشدی و تا حموم‌قبله و تا سبیلِ الواتِ آب‌منگُل و تا اُزگل و زعفرانیه و شهرکِ قدس و ژاندارمری. ایران یعنی همه‌ی ایران. همه‌ی ایران یعنی همه‌ی منابعِ مولدِ انرژی‌های صلح‌آمیزِ ایران و پاش بکشد تا همه‌ی موشک‌ها و تا همه‌ی کلاهک‌های هسته‌ای‌ش هم. تأسیساتِ هسته‌ایِ ایران یعنی سینه‌ی من. گفتم گرا دست‌تان باشد!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |