داغ‌هایی که نباید فراموش شوند! - گفتن

گفتن

λεγειν

انسان‌دوستی، صلح، حقوقِ بشر و آزادی‌ به قرائتِ امریکا می‌شود موشکِ هدایت‌شونده‌ی کروز و رزم‌ناوِ ضدهواییِ یو.اس.اس. وینسِنس (سی.‌جی. فورتی-ناین) و گرای ایرباسِ اِی. تری‌هاندرِد به شناسه‌ی پروازیِ سیکس-فیفتی-فایو (متعلق به ایران‌ایر) و تصدیقِ ویل راجرزِ فرمانده برای انهدامِ اف-چهاردهی ساخته‌گی‌...

حقوقِ بشرِ امریکایی!‏

حالا هرچه‌قدر هم که «او با ما» به زبانِ فارسیِ مهربانانه‌اش صحبت کند و از سعدی و صلح بخواند، باز هم چونان دیوید کارلسون با صدای بلند تعجب می‌کنیم و با صدای بلندتری یادِ جملاتِ اوبامای دیگری به نامِ بوش (پدر) می‌افتیم و به لهجه‌ی فصیحی که بفهمد به یادش می‌آوریم که «بنی‌آدم تنها در صورتی که امریکا بخواهد اعضای یک‌دیگرند» چون بعد از تکه‌تکه‌شدنِ اعضایِ بدنِ 290مسافرِ ایرباس بود که پرزیدنت اوبامای آن زمانِ امریکا گفت: «آی ویل نِوِر اِپالوجایز فور دِ یونایتد-اسدِیدز آو اَمِریکا، آی دُنت کِیر وات دِ فَکت‌ز آر!»؛ حالا چه‌طور و چه‌گونه و با چه اُمیدی و کجای دل‌مان بگذاریم این بی‌قراریِ بی‌ حد و حصر، فراوان و انسان‌دوستانه‌ی جملاتِ بوشِ گنده را؟!

نه جنابِ ایالاتِ متحده‌ی پرزیدنت‌های سیاه و سفیدِ کاخِ همیشه روسیاه، این فیلم‌ها و ژست‌ها و لهجه‌ها روی ما تأثیری نمی‌گذارد. (حداقل روی من) ما دل‌مان هنوز هم از آن شلیکِ ناجوان‌مردانه خون است و ریه‌هامان از سرفه‌های سردشت و حلبچه درد می‌کند.

قسم به خونِ مظلوم که سرخ‌ترینِ رنگ‌ها را دارد و قسم به غیرتِ ماهی‌های خلیجِ فارس که شعورشان به‌خاطرِ ارتزاق از شورِ اشک‌های چشمانِ نوزادان و کودکانِ آن پرواز از بس‌یاری اوباماها و آلبرایت‌ها و بوش و بیلی‌ها بالاتر است، یک لحظه‌ هم به خودمان اجازه نخواهیم داد راجع به دموکراسی‌ و مردم‌سالاری‌گرایی و انسان‌دوستی و آزادی‌خواهی و صلح‌طلبیِ دیکتاتورترین و ظالم‌ترین و قاتل‌ترین حکومتِ حالِ حاضرِ جهان دچارِ تشکیک و خَلطِ مبحث شویم. هرچند که این جبهه و جناح هم تعریفی نداشته باشد و پشتِ مردهایش زیرِ بارِ بی‌عدالتی‌ دوتا شده باشد و سقفِ آسمانِ آزادی کوتاه باشد و صبر و سعه‌ی مسئولان‌ش کم و مردم‌سالاری آرزو...

-

پی‌نوشت: این مطلب را به بهانه‌ی دل‌م که با یادآوری آن وقعه‌ی ناجوان‌مردانه گرفته بود نوشتم. این هواپیما با همه‌ی پرنده‌هایش به آسمانِ بالاتری پرید و حدودِ یک‌ماهِ بعدش من به زمین آمدم...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |