نظراتی کوتاه راجع به چندکتابی که اخیرا خوانده‌ام (3) - گفتن

گفتن

λεγειν

عزیزِ من/ احمدرضا احمدی:
احمدرضا احمدی را باید جامع دید؛ یعنی فقط در این صورت است که به عمقِ احمدرضای احمدی بودن‌ش می‌توان پی برد. او یک اتفاقِ ادبی و هنری‌ست که در برهه‌ای از تاریخِ هنر و ادبیاتِ ایران رخ داده. کتابِ عزیزِ من البته خیلی کتابِ موفقی نیست. اگر بخواهم تصویرِ واقع‌گرایانه‌ای از کتاب ارائه دهم باید بگویم شعر-نثرهایی سنگین، پیچیده‌ و رازآلود که گاه با اغلاطِ نگارشی نیز هم‌راه‌ است. بی‌تردید «انگور» پُربسامدترین واژه‌ی کتاب است و «میوه» و «گُل» در مقام‌های دوم و سوم قرار دارند. اشعار با فونتِ مناسبی تایپ نشده‌اند و ویراستاری در این مرقومه سوپرتعطیل به‌نظر می‌رسد!
نشرِ افکار با طرحِ جلدی از ساعدِ مشکی (که خیلی هم طرح نیست!) این کتاب را منتشر کرده است.


مُرده‌های حرفه‌ای/ علی‌محمد مؤدب:
به‌نظرم بزرگ‌ترین جفایی که یک شاعر می‌تواند در حقِ اشعارش مرتکب شود این است که آن‌ها را از خلوص که لازمه‌ی اصلیِ یک شعرند درآورد و مؤدب متأسفانه این (به زعمِ من) جفا را مرتکب شده است. البته به بهانه‌ی تصویرکردنِ مفهومِ وفا در عشق یا تنزهِ وادیِ شعرِ سپید از تکثرگرایی در معشوق که در مقدمه‌ی کتاب اشاره شده.
نکته‌ی دوم هم این است که با توجه به تواریخِ مندرج در ذیلِ اشعار می‌توان حدس زد که شاعر کمی پُرکاری کرده است و اشعارِ کتاب را در یک بازه‌ی یک‌ساله‌ی زمانی سروده است. (حتی بعضی اشعار را با موضوعی واحد و با اندکی تغییر در یک زمان سروده!).
به هر حال مؤدب شاعری‌ست که توانایی شعرِ خوب گفتن را دارد، شاهدِ این مدعا هم معدودی از اشعارِ خوبِ هم‌این کتاب و بعضی اشعارِ خوبِ دیگرکتبِ اوست. منتها به‌نظرم به شرطی که حجمِ خروجی‌هاش را با یک سیاستِ عاقلانه‌ی تعدیل به سمتِ کیفیت در عوضِ کمیت میل دهد.
از این‌که محمدمهدی سیار ویراستارِ کتاب بوده است خرسندم. حضور و لهجه‌ی خاصِ مهدی را در اشعارِ ابتداییِ کتاب به‌وضوح می‌توان حس کرد. کتاب را با طرحِ جلدی نه‌چندان مناسب از علی داوودی حوزه‌هنریِ استانِ تهران منتشر کرده است.


گناهانِ پنهانِ علمِ اقتصاد/ دئیردر مک‌کلاسکی:
ترجمه‌ای‌ست خوب و خوش‌خوان از دکترابوالقاسم مهدوی که توانستم دو-سه‌ ساعته بخوانم‌ش. ادبیاتِ خاصِ مک‌کلاسکی -خاصه در خطابه‌ی علمِ اقتصاد- که مقاله‌ و مانیفستِ معروفِ اوست حسابی بینِ اقتصادی‌ها مشهور است. کلاسکی در این کتاب اما خطابه را کنار گذاشته و خیلی صریح به انتقادِ همه‌جانبه‌ی اقتصادِ نظری پرداخته.
تاریخِ عقاید، فلسفه و فلسفه‌ی علم، روش‌شناسی، معرفت‌شناسی و بازارِ آزاد حوزه‌های علاقه‌مندی و تخصصیِ این استادِ امریکاییِ اقتصاد است.
مک‌کلاسکی که استادِ به‌چالش‌کشیدنِ پیش‌فرض‌هاست در این کتاب به‌شدت با معنی‌داریِ آماریِ اقتصاددانان به محاجه پرداخته و آن را از معاصیِ کبیره‌ی ایشان برشمرده است.
طرحِ جلدِ مثلِ اکثرِ مواقع خوب و ساده‌ی پرویزِ بیانی مزینِ این کتابِ خوبِ نشرِ نی است. واقعا چه‌قدر نی را و بیانی را و هرکه را کارِ تخصصی و خوب انجام دهد دوست دارم.


مبانیِ داستانِ کوتاه/ مصطفی مستور:
یک اثرِ پژوهشیِ خوب، خواندنی و قابلِ اعتماد از نویسنده‌ای که مخاطب‌گردانی را بس‌یار خوب بلد است. به‌نظرم این کتاب می‌تواند یک منبعِ دانش‌گاهیِ خوب باشد.
مستور احترامِ به مخاطب را خیلی خوب به‌جا آورده است. با این‌که ذاتِ این‌جور کتاب‌ها اقتضاء می‌کند که نویسنده مفصل بنویسد و لاجرم خواننده هم کمی خسته شود، اما باز هم مستورِ عزیز موجزنویسی را فراموش نکرده و با تنوعی که به موضوعات‌ش داده حسابی خواننده را سرِ ذوق نگه می‌دارد. این کتابِ حدودا 90صفحه‌ای را هم می‌توان یکی-دو ساعته مطالعه کرد.
(مستور در «تهران در بعدازظهر» خیلی خوب بود! اصلا در بیش‌ترِ مواقع خوب است.) کتاب را نشرِ مرکز چاپ کرده با جلدی خوش‌مفهوم اما نه‌چندان چشم‌گیر از ابراهیمِ حقیقی با آن سبکِ خاص‌ش که مثلِ اسپرسو تلخ است و مثلِ آب‌نباتْ رنگی...

نوشته شده در دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |