بسم الله الرحمن الرحیم - گفتن

گفتن

λεγειν

اللهمَّ طَهِّر قَلبَتی مِنَ النِّفاقِ ، و عَمَلی مِنَ الریّاءِ *

 خاک ریز :

صدای در می آید ... کسی دق الباب می کند ... زنانه می زند ... نیمه شب ... مادر ... آرام آرام می رود .

سلام! آقا مصطفی چطورند؟

مصطفی؟(با لهجه ی اصفهانی) ... مادر آرام می گوید نیمه شب ، تمام کرد و الآن هم در ... زن همسایه مهلت نمی دهد ، بیایید مقداری از این تربت کربلا را با گلاب به او بدهید ، حضرت ( سلام الله علیه ) در خواب فرمودند به مصطفی تربت حسینم را بدهید ...

سرفه ... تولد ... نوزاد ... اصفهان ... مادر ... شادی ... تشکر ... قالی ... مادر ... توسل ... یا مادر ... زمزمه ... دارخوین ... تب ... سوختن ... خاک ریز ، خاک ریخته شده .

و هرکه را که می خواهد هدایت می کند ... یهدی من یشاء و یضلّ من یشاء ...

جوانمرد خانه ی رأفت را بلد بود و کلید درب خانه خاکی بود که در قلبش نهادند و این راز هدایت است . کارهای جوانمرد اثرات وضعی همان هدایت ها بود ، همان حرف گوش کردن ها و ... باران که در لطافت طبعش خلاف نیست .

مرغ عاشق در قفس هم سیر گلشن می کند

پایان قسمت دوم

* « خداوندا دلم را از نفاق و کردارم را از خودنمایی پاک گردان » ( دعای سحر ماه رمضان )

نوشته شده در سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳۸٥ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |