نظراتی کوتاه راجع به چندکتابی که اخیراً خوانده‌ام (2) - گفتن

گفتن

λεγειν

دموکراتیک‌شدنِ فرهنگ/ کارل مانهایم:
ترجمه‌‌ای‌ست از مقاله‌ی سومِ کتابِ «اِسِی‌ز آن دِ سُشِلوژی آو کالچر» نوشته‌ی مانهایم -جامعه‌شناسِ معرفت- تحتِ عنوانِ «دِ دیماکرِتیزیشن آو کاچر» که نشرِ نِی به همتِ پرویزِ اجلالی منتشرش ساخته است. کتاب روی‌کردی معرفت‌شناسانه به مسئله‌ی دموکراسی دارد و در ستایشِ آگاهی، انتخاب و عدالت نوشته شده‌ است. بس‌یاری از خصائصی که برای جوامعِ پیش‌دموکراتیک یا دموکراسیِ ناقص (اشرافی) در این کتاب ذکر شده برای آدمِ جامعه‌ی ام‌روز نظائرِ بیرونی دارد... خوب است خیلی، خوب...

یک اتفاقِ دیدنی/ ساعد مشکی:
ساعدِ مشکی آقای خاصّ گرافیست‌های ایرانی‌ست به‌نظرم. هرچند با سبک‌ش به‌طورِ کامل نمی‌توانم ارتباط برقرار کنم اما به‌هرحال او سبکِ خودش را دارد و این هم‌آن‌طور که پیش‌تر هم در مواردِ مشابه‌ی در این وب‌لاگ عرض کرده‌ام خود -به‌تنهایی- ارزش‌مند است. این کتاب محصولِ قریحه‌ی رنگ‌شناسِ اوست و به پدر و مادرش که رنگ‌های زنده‌گیِ اویند تقدیم شده است. قصه از این قرار است که جنابِ مشکی فرم‌های باطله‌ی چاپ‌خانه‌ای را که منتخبِ آثار فرشیدِ مثقالی را چاپ می‌کرده یافته و بعدتر نمایش‌گاهی از این آثار (به هم‌راهِ خودِ آقای مثقالی) در شهرکتابِ آرینِ میرداماد برگزار کرده و بعدترترش این کتاب را منتشر کرده است. کتاب هم می‌تواند خوب باشد و هم نه! آن‌هایی که علاقه‌ای به گرافیک ندارند، نخرند و نخوانند و نبینند!!

پیاده‌ها/ امید مهدی‌نژاد:
مجموعه‌ی رباعی‌های طلبه‌ی شاعر -امید مهدی‌نژاد- است که سوره‌ی مهر یکی‌دوسالِ پیش چاپ‌ش کرده است. خوب و بد و قوی و ضعیف -همه‌رقم- در آن پیدا می‌شود و اغلبِ رباعی‌ها البته متوسط‌ند! خاطرم هست در جایی شاعرش را دیدم و ناجوان‌مردانه گفتم کتابِ خوبی از آب درنیامده و از اکثریتِ شعرها خوش‌م نیامده... ایشان هم خیلی سریع و ناجوان‌مردانه‌تر پاسخ داد: من هم از تو خوش‌‌م نیامده!! اما جدای از این حرف‌ها به‌نظرم این کتاب خیلی عجولانه جمع‌آوری شده و محصولِ ولعِ شاعری که می‌تواند آینده‌ای بس‌یار خوب داشته باشد برای هرچه زودتر و بیش‌تر کتاب‌دارشدن است. چه‌را که از این شاعرِ غزل‌سرا کتاب‌های مختلفی در حوزه‌های مختلفِ شعری و ادبی و بی‌ادبی دیده‌ام. از کتاب‌های اتوبوسیِ شهرداری بگیر تا عدالت‌خواهی و تا غزلِ ام‌روز و تا شوخی و تا نقد و نثر و... خب نتیجه هم این می‌شود که از این‌همه شعر فقط چندتایش را می‌شود حفظ کرد دیگر. باز می‌گویند چه‌را فاضل می‌خوانید و قیصر از بر می‌کنید و...

گزینه‌ی اشعار/ محمدرضا عبدالملکیان:
زبده‌ی هشت‌دفتر از شاعرِ خوبِ لک -عبدالملکیانِ پدر- با مقدّمه‌ای کامل از شرحِ چه‌گونه او شدنِ او به قلمِ خودش است. کتاب البته به‌جهتِ ذاتِ گزینه‌گی‌ش کمی مفصل و طاقت‌فرساست (خاصّه که بعضی از شعرها بلندند و تمِ اصلیِ شعر حینِ خواندن‌شان از خاطرِ خواننده دور می‌شود). روی هم رفته اما مفید و خوب یافتم‌ش. مخصوصاً آخرهاش که شعرهای کتاب‌های اخیرِ شاعر است و به‌روزند و کوتاه‌ و به‌جهتِ سبک آزاد و به‌جهتِ محتوا خوش‌مضمون‌ترند نسبت به قدیمی‌ترهای اکثراً نیمایی‌سروده‌شده. راستی مروارید چاپ‌ش کرده. البته مگر غیر از مروارید انتشاراتِ دیگری هم هست که از این کتاب‌ها مرتکب شود؟!

نیمایی‌ها/ قیصر امین‌پور:
قیصرِ امین‌پور به همتِ دفترِ شعرِ جوان یا نیمایی‌ها به انتخابِ گروس یا طرحِ جلد به سبکِ فرزادِ ادیبی! و البته اضافه کنید به همه‌ی این‌ها مجلد بعد از مرگِ قیصر را هم... کتابِ خوب و پرمغز و کاربردی‌ای‌ست. اثباتِ دوباره و چندباره‌ی شاعریِ قیصر، اثباتِ لطافتِ طبع‌ش و نگاهِ عمیقاً شاعرانه‌اش به دنیا. شعرها را که می‌خوانی حس می‌کنی تو هم می‌توانی شاعرِ هم‌این واژه‌‌گان و مضامین باشی. اما حیف که خیلی زود درمی‌یابی قیصربودن میسور نیست الا به اهلِ درد بودن...

شعرهای عزیز نسین/ هم‌او:
کتابی در قطعِ کفِ دست به ترجمه‌ای ویراستاری‌نشده یا نه‌چندان‌خوب‌ ویراستاری‌شده و احتمالاً کم‌وفا از رسولِ یونان که نشرِ مشکی در قالبِ جزئی از مجموعه‌ی «چندتایی» چاپ‌ش کرده است. بعضی از شعرها خوب بودند و البته کمی روشن‌فکرانه و شبیه به برخی شعرهای عاشقانه‌‌ی نزار و غاده. این‌جور کتاب‌ها را می‌شود در نان‌وایی، مترو، تاکسی یا هرجای سرِ پاییِ دیگری خواند و حال‌ش را برد. البته کم‌تر می‌شود که محتوای‌شان یادِ آدم بمانند. کاش مترجم وقعِ بیش‌تری می‌نهاد برای ترجمه و ویرایش و...

زبده‌ی مفاتیح‌الجنان/ عباس قمی:
کتابی برای اندیشه و اشک و این‌روزها، روزهای سختِ تنهایی، روزهایِ تلخِ وطن... به زحمتِ تفریسِ استاد کریم زمانی -پدرِ دوستِ باصفا و گرامی‌م، صالح- که انتشاراتِ اطلاعات با آن جلدهای همیشه‌گالینگورِ سخت چاپ‌ش کرده است. خیلی سنتی و مکتبی تایپ شده و ویراستاری و غلط‌گیری شده و رفته لیتو و چاپ‌خانه و بعد رسیده دستِ ما. البته پیش‌ترها گمان می‌کردم اقتضای این‌جور کتاب‌ها هم‌این است که سبکِ جواهری‌شان را حفظ کنند تا رغبتِ عمومی را پاسخ‌گو باشند. کتابِ آه اما همه معادلات‌م را برهم زد. کتابِ آه گفتم و یادِ جمله‌ای از راقمِ منِ او افتادم. می‌گفت یکی از این کتاب‌ها بس است برای توی قبر رفتن...
نوشته شده در جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |