گفتم خراجِ مصر... - گفتن

گفتن

λεγειν

حضرت علی‌بن‌الحسین -سجاد- (علیهماالسلام) در فرازهایی از دعای کریمه‌ای که منسوبِ به ایشان و منقولِ از صحیفه‌‌شان است و به «مکارم‌الأخلاق» معروف است، تعابیرِ جالبی دارند که به نظرم ممزوجه‌ای‌ست از کرائمِ اخلاق، عرفانِ اسلامی، اقتصاد، اعتدال، بزرگ‌منشی و مناعت‌طلبی که صدالبته با درون‌مایه‌ای عاشقانه و مناجات‌گونه (که خصیصه‌ی اغلبِ ادعیه‌ی ایشان است)، تقریر یا تحریر شده‌ است.

هوش‌مندی، بیش‌ترخواهی، معامله با خداوند (البته از ناحیه‌ی خشوع و خضوع)، حفظِ بازی در نیمه‌ی زمینِ خدا، فرارِ روبه‌جلو از او به هم‌او، پناه‌جویی و یاری‌جستنِ تمام‌قد از خداوند، تمنای تخلق به اعلادرجه‌ای از اخلاق و گرامی‌داشتِ انسانیت -همه‌گی- توصیفاتی‌ هستند که می‌توانم راجع به این دعا و ادعیه‌ی مشابهی که از حضرت‌ش نقل شده است بیان کنم. به مثال‌هایی از هم‌این نوعِ ادب در دعای مذکور توجه بفرمایید:

هب لی معالی‌الأخلاق [به من بالاترینِ خوی‌ها یا خصلت‌ها را عطا فرما]*

و أغننی و أوسع علیّ فی رزقک؛ و لاتفتنّی بالنّظر [مرا (از جز خودت) بی‌نیاز گردان و روزی‌ت را بر من بگستران و به چشم‌داشت (در اموالِ دیگران) گرفتارم مساز]

و إستقلال‌الخیر و إن کَثُرَ مِن قولی و فعلی؛ و إستکثارالشّرِ مِن قولی و فعلی [و (بیارایم به) کم‌شمردنِ نیکی در گفتار و کردارم، هرچند که (اگر) بس‌یار باشد و به فراوان‌شمردنِ بدی در گفتار و کردارم (حتا) اگر کم باشد]

لا أُظلمنَّ و أنتَ مُطیقٌ لِلدّفعِ عنّی؛ و لا أَظلِمَنَّ و أنت‌القادرُ علی‌القبضِ منّی؛ و لا أضلّنّ و قد أمکَنَتکَ هدایتی؛ و لا أفتَقِرَنَّ و مِن عندک وُسعی [چنان کن که ستم‌کش نشوم که تو توانایی راندنِ ستم از من را داری و بی‌دادگری نکنم که تو بر بازداشتن‌م توانایی؛ و چنان کن گم‌راه نشوم که راه‌نمایی‌م برای تو ممکن است و چنان کن که نیازمند نشوم که توسعِ روزی‌م دستِ توست]

و مَتِّعنی بالإقتصاد! [منعم‌م کن به میانه‌روی (اعتدال)]؛ اقتصاد از قصد به عدل برمی‌گردد و متناظرِ اعتدال است. توسطِ بینااموری و اهلِ افراط و تفریط نبودن نیز از آن مستحصل است. امیرالمؤمین فرموده‌اند: علیک بالقصدِ فی‌الأمور [بر تو باد که در جمیعِ امور میانه‌رو باشی]

واکفِنی مَؤنة‌الإکتساب وارزقنی مِن غیرِاحتِساب؛ فلا أشتغِلَ عن عبادتک بالطلب؛ و لا أحتمِلَ إصرَ تبعاتِ‌المکسب [از رنج و زحمتِ به‌دست‌آوردنِ روزی کفایت‌م کن و روزی‌م را بی‌شمار گردان تا برای به‌دست‌آوردن‌ش از بنده‌گی‌ت غافل نشوم و سنگینیِ به‌دست‌آوردن‌ش را بر دوش نکشم]

صُن وجهی بالیسار و لا تبتذِل جاهی بالإقتار [آبرویم را (با توان‌گری) حفظ کن و سربلندی‌م را با تنگ‌دستی دیگرگون مساز]

-فَأسترزِقَ أهل رزقک؛ و أستعطی شرار خلقک؛ فأفتتنَ بِحمدِ مَن أعطانی؛ و أُبتلی بِذمّ مَن منعی؛ و أنت مِن دونهم ولیُّ‌الإعطآء و المنع [-تا مبادا از روزی‌خواران‌ت روزی خواهم و از بنده‌گانِ ناشایسته‌ات بخشش جویم و بدین‌سان به ستایشِ کسی گرفتار شوم که به من چیزی بخشد و به بدگوییِ کسی دچار آیم که از بخشیدنِ به من دریغ ورزیده و حال آن‌که بخشش و دریغ هردو در دستِ توست (نه آن‌ها)]

* ترجمه‌ی فرازهای دعا، دست‌بُردی‌ست ناشیانه از حقیر در زحمت استاد «کریم زمانی‌» که انتشاراتِ اطلاعات در قالبِ زبده‌ای ارزنده از ادعیه‌ی مفاتیح‌الجنان منتشرش ساخته است.

نوشته شده در دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |