نظراتی کوتاه راجع به چندکتابی که اخیراً خوانده‌ام - گفتن

گفتن

λεγειν

یکی مثلِ همه/ فیلیپ راث:
داستانی خوب، دربردارنده‌ی معضلاتِ پیری و مصائبِ مرگ که با قلمِ ستایش‌برانگیزِ نویسنده‌ای صاحب‌سبک نوشته شده است؛ خوب البته نه تا حدّی که انتظارِ ناخودآگاهِ یک خواننده از کتابی که برنده‌ی پولیتزر شده را برآورده کند. نویسنده بی‌که به سمتِ نصایحِ کلیشه‌ای و فرمالیته برود، در مذمتِ بوالهوسی قلم رانده است. پیمانِ خاکسار هم مترجمِ خوبی‌ به نظر می‌رسد.

از پنجره‌های بی‌پرنده/ علی‌رضا بدیع:
علی‌رضا را نمی‌توان شاعری خوب ندانست! در غزلِ ام‌روز و با سمت و سوهایی هندی و عراقی توان‌مند و کاربلد است. مهم‌تر این‌که میان‌گینِ ابیات و اشعارِ خوب‌ش از دیگر شعرای هم‌سال‌ش کمی بیش‌تر است. به آینده‌ی شاعریِ او حتماً می‌توان امیدوار بود.

خانمی که شما باشید/ حامد عسکری:
دفترِ شعری دوست‌داشتنی از شاعرِ بمی که با آن، هم می‌توان خندید و هم گریست؛ خاصّه با تعلیق‌های شاعرانه‌‌اش در شعرِ بلندی که در رثای بم و غم‌‌ش سروده است. حامد جزء غزل‌سراهای ساختارشکنی است که سبکِ خودش را دارد. این خودبودن خیلی ارزش‌مند است. علاوه بر این موسیقی را هم خوب می‌شناسد. امیدوارم این ویژه‌گی‌های مثبت را حفظ کند و مثلِ برخی مدعیانِ پست‌مدرنِ غزل به بی‌راهه نرود.

تو ماه می‌روی/ امیر اکبرزاده:
متأسف‌م این کتابِ شعر را خریدم. وقت‌م تلف شد. انتخابِ خوبی نبود!

قبله‌ی مایل به تو/ سیدحمیدرضا برقعی:
ایضاً مواردِ بالا؛ بل هم اضل! + شعرها همه آئینی و هیئتی!

گوشه‌ای در اصفهان، هر آینه آه (هردو)/ جواد زهتاب:
جواد شاعرِ خوبی‌ به نظر می‌رسد. البته غزل‌هایی که چه به‌تر بود حذف‌شان می‌کرد هم داشت. کُل‌ی از اشعار هم تکراری بودند در دو دفتر. به هر حال بالنسبه راضی‌م از خواندن‌شان.

عشق «امّا»ی کوچکی دارد/ آرش فرزام‌صفت:
بعضی از غزل‌ها فوق‌العاده‌اند و بعضی عادی و بعضی شاید کم‌تر از عادی. البته تعدادِ این فقره‌ی آخری زیاد نیست. آرش شاعر و دوستِ خیلی خوبی‌ست. از آن‌ها که هم شعر را می‌فهم‌ند و هم مهم‌تر خودشان اهلِ فهم‌ند. به نظرم اگر صبر می‌کرد و مجموعه‌ی غزل‌هاش را چکشِ بیش‌تری می‌زد یا کمی جرح و تعدیل‌شان می‌کرد و آخرِ این دفتر ترانه‌هاش را نمی‌آورد خیلی به‌تر بود...

من زندانِ توام یونس/ فاطمه حق‌وردیان:
چندتایی شعرِ خوب داشت. امّا باقیِ اشعار از نظرِ من یک ساختارشکنیِ خوب از کار درنیامده‌ای بیش نبودند. یک تعمد در طورِ خاصی شعر گفتن. یک روحِ معترض که نمی‌دانم چیست. کتابِ خیلی مفیدی نبود برایم.

مزامیر/ محسن نیک‌نام:
دفترِ شعرِ خیلی خوبی نبود!! (هیئتی!)

ساده با تو حرف می‌زنم/ محمدرضا عبدالملکیان:
تا قبل از این‌که از او شعر بخوانم گمان‌م این بود که شاعری‌ست در حدِ متوسط. حالا اما باور دارم که او به راستی شاعر است و گروس راهِ دوری نرفته و بی‌راه نبوده که رضا را یادِ فروغ می‌انداخته و شعرای جوان دوست‌ش دارند و...

ایرانیانِ ارمنی/ آندرانیک هویان:
برای آن‌ها که می‌خواهند اطلاعاتِ تقریباً جامعی راجع به هم‌وطنانِ ارمنی‌مان کسب کنند عالی‌ست. بس‌یار از آن آموختم. البته نثرِ کتاب جاهایی شبیه به فیش‌برداری بود که کمی خسته‌کننده بود. در مجموع مفیدش یافتم.

آوازِ خاک/ منوچهر آتشی:
دوست‌ش داشتم. هم به خاطرِ روحِ عمیقاً وطن‌پرستانه‌ی شاعر و حسّی که نسبت به زادگاه‌ش داشت و هم برای آشنایی با تتمّه‌ی شعرِ نیماییِ شعرایی که خودِ نیما را درک کرده‌اند.

پرنده‌ی پنهان، رنگ‌های رفته‌ی دنیا (هردو)/ گروس عبدالملکیان:
گروس شاعرِ همیشه‌ی خوش‌مضمونی‌هاست. دوست‌ش داشتم.

حفره‌ها/ گروس عبدالملکیان:
گذاشته‌ام برای بارِ سوم بخوانم‌. گروس شاعرِ متفاوت و آینده‌داری‌ست. گرچه که هم‌الآن هم کم طرف‌دار ندارد. یکی‌ش خودِ من!

بچه‌های‌مان به ما چه می‌آموزند/ پیرو فروچی:
پیش‌تر راجع به این کتاب مفصل نوشته‌ام.
نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |