رفتن - گفتن

گفتن

λεγειν

عبور می‌کنم از تو
از خودم
از زمین
از باران و باد و آفتاب و آن شبی که ماه
در من آرام آرمیده بود.
عبور می‌کنم از اندوهِ زنی که اشک‌هایش را با من در میان گذاشت
از پُلی که بر من، تو را به او رساند
از دلی که در چشم‌های مردی شکسته بود...
عبور می‌کنم و روزی دنیا را به گوشِ ساحل‌ فریاد خواهم زد.
نوشته شده در یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |