بسم الله الرحمن الرحیم - گفتن

گفتن

λεγειν

یا رَبِّ إِنَّ لَنا فیکَ أَملا طَویلاً کَثیراً *


کوچه ها را که رد کنی به شهر ها می رسی . مدتی است سنگین شده ام . مدتی است سبکی را گم کرده ام . تو سبکی را ندیده ای؟ تو نمی دانی کجا می توانم پیدایش کنم؟ راستی می دانی کربلا کجاست؟

کربلا نام همان اناری است که ترک برداشته ، کربلا نام همان خاک دل شده است . آری کربلا آنجاست و این جا کجاست؟

این جا همان کویری است که درختی در آن نمی روید . همان درختی که گُل نمی دهد ، همان گُلی که انار نمی شود و همان اناری که ترک بر نمی دارد و ...  شقایق ؟

شقایق همان انار ترک خورده ایست که که در کربلا و بر درخت معرفت حسین روییده است . در همان کربلایی که آن جاست ، در همین کربلایی که این جاست و باز هم می گویم کربلا کربلا است . خدایمان چقدر غنی است .

وقتی برای رسیدن قدم بر می داری خیلی زود می رسی . وقتی مقصدت کربلای دل باشد خیلی زود گل می دهی ، خیلی زود انار می شوی ، اما ترک برداشتن را راهی است از کوچه ی اول تا شهر آخر و از شهر آخر تا حسین خیلی راه نیست . پس ترک برداشتن راهی است از دل تا حسین .

و چقدر زیباست اینکه "خدا در میان زندگی است"  و چقدر زیباتر است اینکه در میان زندگی ات گاهی با خدا بازی می کنی ، آنگاه که تو چشمی و او اشک ، آنگاه که تو متحیری و او دلیل ، خدا میهمان ماست و آنگاه که ما نیازیم و او حاجت ، آنگاه که ما مرزوقیم و او رازق ، آری آن سان ما میهمان خداییم و کوچه ها را که رد کنی به شهر ها می رسی و رمضان شهر خداست و چه مبارک شهری و چه مبارک شهری ...

خداوندا سبکی را در میانه ی راه گم کرده ام ، آن را به من بازگردان که سخت سنگین شده ام و سخت کویر .

خدایا رحمتت را ارزانی کن بر ما که انار های دلمان سخت کم آب شده است و تو می دانی که برای ترک برداشتن باران لازم است ...

* پروردگارا همانا ما به تو آرزویی دراز و فراوان داریم ( ابوحمزه ثمالی)

خاک

بیست و سوم شعبان المعظم 1427

نوشته شده در یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸٥ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |