خدایا مرا ببخش... - گفتن

گفتن

λεγειν

ایستاده بود در کناری و آرام خواهشی کرد؛
گفت کیکی برای‌ش بخرم.
برگه‌ی امتحانیِ من بود پیرِمرد...

نوشته شده در یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |