برای خوب‌ بودن - گفتن

گفتن

λεγειν

«إنّما بُعِثتُ علی تمامِ مَحاسِنَ‌الأخلاق»*

نه این‌که پانزده‌سال زودتر به دنیا نیامده باشد یا مشهور نباشد و معروف هم؛ نه حتا این‌که سطحِ علم و درک و فهم و سواد و شعورش بس‌یار بالاتر نباشد، که همه‌ی این‌ها بود و همه‌ی این‌ها را داشت. امّا بزرگ بود. بزرگ‌تر از پانزده‌سال اختلافِ سنّی‌مان و بس‌یارتر از شماره‌گانِ ده‌دوازده کتابِ پرفروش‌ش و علم‌ش و سوادش و محفوظات‌ش...

بزرگ بود چون مُدام کوچکی می‌کرد. یک‌بار حینِ صحبتِ دوستانه‌ای از دهان‌م پرید که: «آن‌جا گفتید...»، خیلی آرام و بی‌صدا - طوری که فقط با لب‌خوانی می‌شد تشخیص‌ش داد - گفت: «عرض کردم»... عرض نکردم؟ بزرگ بود... بزرگ‌وار بود...

* وَ ما یَمْنَعُکَ أنْ تُحِبَّ أنْ تَعیشَ حَمیدا وَ تَموتَ سَعیدا و اِنّما بُعِثْتُ عَلى تَمامِ مَحاسِنَ الأخْلاقِ/ حضرتِ رسول (سلام‌الله‌علیه‌و‌آله)/ مجمع‌الزوائد، ج 8، ص 23

نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |