در بابِ جوان‌مردی، فوت‌بال و مفاهیمِ کم‌رنگ‌شده‌ی ورزش - گفتن

گفتن

λεγειν

برای خوب‌بودن «ملّیت» ملاک نیست!

از گزارشِ ضعیفِ جوادِ خیابانی که بگذریم، دنیای فوت‌بال با وجودِ اینترنت خیلی شیرین‌تر از گذشته‌ شده. خاصه وقتی که می‌شه با یه سرچِ کوچیک جبرانِ حرف‌های نزده و اطلاعاتِ نداده و نصفه و نیمه داده‌ی آقایانِ گزارش‌گر را کرد.

توی بازیِ ام‌شبِ ایران و کُره بازی‌کُنی بود که بیش از همه‌ی بازی‌کنان توجه‌م رو به خودش جلب کرد و اون کسی نبود جُز «چا دو-ری» دیفِنس/هاف بکِ شماره‌ی بیست‌ودوی تیمِ کره‌ی جنوبی. چیزی که باعث شد چا دو-ری توجه‌م رو به خودش جلب کنه تشویقِ یک‌صدای تماشاگرانِ کره‌ای بود وقتی که چا دو-ری پا به توپ می‌شد. هرچه‌قدر منتظر موندم تا جوادِ خیابانی علتِ تشویق رو بگه خبری نشد و جواد هم‌چنان به تعریف و تمجیدهای خیالی‌ش از بازیِ خوبِ بچه‌های خودمون مشغول بود. تنها اشاره‌ای که جواد کرد این بود که بابای این بنده‌خدا هم روزگاری بازی‌کنِ تیمِ ملی بوده، هم‌این!

به نوعِ بازیِ چا دو-ری دقتِ بیش‌تری کردم. بازی‌کنِ قدرتی-سرعتی‌ای بود که از گوشِ راست نفوذهای مرگ‌آسایی می‌کرد. اما قضیه جالب‌تر شد وقتی که چا دو-ری یه حرکتِ جوان‌مردانه‌ی خیلی عجیب رو انجام داد و اون هم وقتی بود که موقعِ حمله‌ی تیمِ کره که فرصتِ خیلی خوبی بود، چا دو-ری در مقامِ سانترِ توپ قرار داشت که وقتی متوجه شد بازی‌کنِ ما مصدوم روی زمین افتاده توپ رو به بیرون زد. (از این جهت این حرکت خارقِ عادت بود که بازی‌کنِ ما در جریانِ بازی و خیلی اتفاقی و غیرمنتظره نیم‌چه مصدومکی شد و افتاد و رسم بر اینه که این‌جور وقت‌ها بازی ادامه داشته باشه، اما چون کُره در حالِ حمله بود و بازی‌کنِ ‌ما مدافع، چا دو-ری نامردی نکرد و توپ رو به بیرون زد).

بعد از بازی هم دیدم که چا دو-ری دستِ یکی دوتا از بازی‌کنای مارو گرفت و آروم‌شون کرد. این اخلاق و این جوون‌مردی اصلا به اون قیافه و اون بازی نمی‌خورد. «چا دو‌-ری» رو سرچ کردم و بیوگرافی و زنده‌گی‌نامه‌شو خوندم و متوجهِ قضایا شدم. چا‌ دو‌-ری درآمدشو خرجِ نیازمندهای کشورش می‌کنه و به هم‌این جهت مردمِ کُره خیلی به‌ش علاقه‌مندن. ضمنِ این‌که پسرِ اسطوره‌ی فوت‌بالِ کُره و اولین لژیونرِ کره توی اروپاست (برخلافِ اشاره‌ی اشتباهِ جوادِ ‌خیابانی که پدرش رو صرفا یک بازی‌کنِ کره‌ای دونسته بود، پدرِ چا دو-ری قهرمانِ بی‌ چون و چرای فوت‌بالِ کره محسوب می‌شه). چا دو-ری غیر از کره‌ای به زبون‌های آلمانی و هلندی هم مسلطه و سال‌هاست که توی اروپا بازی می‌کنه. به جهتِ فیزیکی‌بودنِ نوعِ‌ بازی‌ش به‌ش القابِ جالبی دادند. که البته اصلی‌ترین لقب‌ش «چابومِ ٢ یا سان آو چا بوم»ئه چون پدرش معروف بوده به چا بوم. اما القابِ دیگه‌ش ایناست:

چامیناتور (ترمیناتور)، چاوِتار (اَوِتار) و آتوبان (که خودش هم‌این اتوبان رو دوست‌تر داره).

عکس‌های زیر صحتِ ادعای فوق مبنی بر جوون‌مرد بودنِ این بازی‌کن رو اثبات می‌کنه:

چابوم داره می‌ره تا بازی‌کنِ مارو از زمین بلند کنه.

مثلِ این‌که خلعت‌بری هم جوون‌مردیِ چا دو-ری رو فهمیده.

اما گذشته از این حرف‌ها فوت‌بالِ ما به کجا رفته؟ بازی‌کنای ما توی کدوم عوالم سیر می‌کنند؟ هم‌این دوره بازی‌های جامِ ملت‌های آسیا رو هم اگر خوب نگاه کرده باشید، باید یادتون بیاد صحنه‌هایی رو که بازی‌کنای ما وقتی داور به نفعِ حریف سوت زده، توپ رو با خودشون حمل کردن و با تأخیر دادن‌ش به بازی‌کنای حریف یا مثلا انداختن‌ش سه‌متر اون‌طرف‌تر که حتا بعضا بازی‌کنایی مثلِ غلام‌رضا رضایی - که بازی‌کنِ‌ِ زحمت‌کش و دونده‌یی هم هست - بابتِ این‌جور حرکت‌ها کارت هم گرفتن. دیگه گُلِ بازی‌کنای ما به لحاظِ اخلاق و کلاسِ کاری آندو تیموریان محسوب می‌شه که هرچند از نظرِ فیزیکال کمی خشن و برخوردیه اما اخلاق‌ش حسابی انگلیسیه و عینِ رفتارِ ارامنه‌ی همه‌جای ایران با محبت و خوش‌اخلاقه. اما متأسفانه هم‌این آندو هم ام‌شب مقابلِ کره خطایی روش انجام شد کنارِ خطِ طولی. مربیِ کره اومد جلوی صحنه که حرفی بزنه. مشخصا می‌خواست بگه که دوتا بازی‌کن بعد از برخورد درگیر نشن. آندو یه‌هو قاتی کرد و با دست‌ش مربیِ کره رو هول داد که یعنی تو چه حقی داری اومدی این‌جا و به من دست می‌زنی؟ که کارتِ‌زرد هم گرفت از داور بابتِ این حرکت‌ش. بعد هم‌این آندو تا آخرِ بازی خیلی مؤدب و دست‌به‌عصا و جنتلمن بازی کرد. واقعا چه‌را؟ چه اتفاقی توی کشورِ‌ِ ما و توی فدراسیونِ ما و توی فوت‌بالِ ما و توی اردوی تیمِ ملی‌مون و توی رخت‌کن‌مون می‌افته که بازی‌‌کن‌هامون این‌قدر بی‌توجه‌ند نسبت به اخلاق ورزشی؟ اخلاقی که روزگاری مهم‌ترین رکنِ ورزشِ این مملکت از هر نوع‌ش بود و هنوز هم توی جهان هم‌این‌طوره.

چه‌را هر بار باید بترسیم از این‌که بازی‌کن‌هامون به خاطرِ هیچ و پوچ از داور آیا کارت بگیرن یا نه؟ چه‌را استرس و اضطراب و رخوت توی ساقِ بچه‌هامون موج می‌زنه؟ چه‌را قبل و بعدِ گُل باید نوعِ بازی‌مون متفاوت باشه از این جهت که اگر گُل رو خودمون زده باشیم بیش‌تر حمله می‌کنیم چون جو می‌گیردمون و باورمون می‌شه که گُل هم می‌شه زد و وقتی هم گُل رو خورده باشیم باز برای دقایقی بیش‌تر حمله می‌کنیم تا مثلا نبازیم!

یعنی واقعا آنالیزِ روانیِ بیست‌وسه‌تا بازی‌کن این‌قدر برای کشوری که ده‌هامیلیون‌دلار فقطِ خرجِ سرمربیِ فوت‌بالشه هزینه‌برداره که باعث می‌شه از فایده‌ش که قطعا ثبات و سربلندیِ تیم و بچه‌هامونه صرفِ نظر کنیم؟

چه‌را چهارتا روان‌شناسِ حسابی نمی‌آریم یک‌سال روی بچه‌ها کار کنن و ببین‌ن درداشون چیه؟ مشکل و گیر و گرفت‌شون کجاست؟

بخخدا این بچه‌ها اگر روحیه‌ی درستی داشته باشن حریف ندارن تو آسیا. این ادعا نیست. به اندازه‌ی خودم اون‌قدر از فوت‌بال تجربه دارم که از نوعِ‌ بازیِ بچه‌ها بفهم‌م که استعدادشون چه‌قدره و بالقوه چه پتانسیلی برای بُرد دارن!

امیدوارم یه جایی یه کسی که مسئوله این حرف‌ها رو بفهمه و آستین‌هاشو بالا بزنه و برای این فوت‌بال قدمی اساسی برداره. امیدوارم که این روندِ‌ بزن‌درروییِ آمارمحورِ مبتنی بر ادعای سطحی‌نگر، هم از فوت‌بال و هم از همه‌جای این کشور رخت ببنده و بذاره که این تنِ خسته از نافهمی، قدری نفس بکشه تا شاید روزی دوباره جون بگیره و بشه اونی که بوده... به اُمیدِ اون روز صبر می‌کنم و لب‌خند می‌زنم و برای همه‌ی چا دو-ری‌های همه‌ی تیم‌های جهان آرزوی موفقیت دارم.

مصاحبه‌ی افشینِ قطبی بعد از بازی هم نکاتِ ‌خوبی داره که نشون می‌ده قطبی حتما آنالیزورِ قوی‌ای بوده و هست و قطعاتر زحمتِ‌ زیادی هم برای تیمِ ملی کشیده و من صعودِ تیمِ ملی با سه بُرد (مقتدرانه‌ترین صعود در مرحله‌ی اول) رو مرهونِ‌ زحماتِ‌ اون می‌دونم. می‌تونید از لینکِ‌ زیر مصاحبه‌شو بخونید.

مصاحبه‌ی افشینِ قطبی بعد از بازی با کره

نوشته شده در یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |