وترالموتور - گفتن

گفتن

λεγειν

به او که اقدمِ عاداتِ احسنِ خداوندی بود و نوبرانه‌ی سفره‌ی عشق. و به روزگار که بعد از حسین نه شب است و نه روز، چیزی‌ست مابینِ روز و شب و شبیه‌تر به شب. و به تو که در تنهایی حسین را ماننده‌یی جز تو نیست... سلامٌ علیکم...

حسین (علیه‌السلام)، نگاهِ غم‌بارش را
از سیاهیِ سپاهِ مقابل ستاند و به سمتِ
آینه‌ی بی‌زنگار - عباسِ علم‌دار - فرونشاند
و حسرت‌بار زمزمه کرد: ذهب‌الذین أحبهم و بقیت فی من لا أحبه
آن‌ها که دوست‌شان می‌داشتم، رفتند
و من مانده‌ام در میانِ آنانی که دوست‌شان نمی‌دارم.

سقای آب‌وادب/ سیدمهدی شجاعی، فرهنگِ سخنانِ امام‌حسین (علیه‌السلام)/ صفحه‌ی 903

نوشته شده در شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |