وقتی مسئولیت و صداقت بی‌ارج شوند... - گفتن

گفتن

λεγειν

برای خوب‌ نبودن...

نزدیک به بیست‌روزِ پیش سازمانی (شرکتی) خصوصی باید خدمتی رو در قبالِ هزینه‌ای که کرده بودم بهم ارائه می‌داد. یک‌ هفته بعد از تخلفِ وعده، با سیستمِ ارتباطاتِ مردمیِ سازمان تماس گرفتم و مشکل رو مطرح کردم. اپراتور با پوزخند گفت: معمولاً ده‌روز طول می‌کشه تا این خدمت ارائه شه. خیلی عجله نکنید!!!

روزِ دهم گذشت و خبری نشد. روزِ پونزدهم از طریقِ سایتِ شرکت با بخشِ مدیریتی‌شون تماس گرفتم و مشکل رو توضیح دادم. مدیرِ مربوطه با لحنِ مؤدبانه‌ای دوباره شماره‌ی سامانه‌ی ارتباطاتِ مردمی‌شون رو داد و گفت که باید از اون طریق پی‌گیری کنید. به ادب‌ش اعتماد کردم و با سامانه تماس گرفتم. وقتی مشکل رو مطرح کردم یک شماره‌ی دیگه بهم دادند. با شماره‌ی بعدی تماس گرفتم و باز یک شماره‌ی دیگه. کسی گوشی رو برنداشت. دوباره به واحدِ قبلی زنگ زدم و گفتم کسی جواب نداد. اپراتورِ جدید شماره‌ی جدیدتری داد. تماس گرفتم و خانمی گوشی رو برداشت و گفت باید با فلان شماره -خانمِ دیگری- تماس بگیرم. تماس گرفتم و یک ‌ساعتِ تمام اشغال بود. بعد هم آزاد شد و دیگه هم کسی گوشی رو برنداشت!!!

حالا بیست‌روز از موعدِ ارائه‌ی خدمت در قبالِ هزینه‌ای که کردم گذشته. هزینه‌ای که خیلی کم هم نبوده. یعنی باید چه کنم؟ از این سازمانِ خصوصی که شاید از به‌ترین سازمان‌های خصوصی‌مونه شکایت کنم؟ از خیزِ هزینه و خدمت بگذرم؟ بی‌خیال شم؟ لعنت و نفرین کنم به بودن در کشوری که امنیت و آرامش و رفاه و صداقت ازش رخت‌بربستن؟ فحش بدم؟ اعتمادمو از دست بدم؟ سعی کنم فراموش کنم؟ ساکت باشم؟ چه کنم؟؟؟؟

نوشته شده در یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |