دیپلماسیِ مستقلِ منوچهر یا دیپلماسیِ متکیِ سعید؟ - گفتن

گفتن

λεγειν

نکاتی در بابِ خوب‌ نبودن!

اول

این‌طور مرسوم بوده که همیشه به انگلیس و رسانه‌های تابعه‌اش اطلاق شده «روباه» و با عباراتی نظیرِ این توصیف شده‌اند. علت هم این بوده که آن‌ها روی‌کردشان بولد و بزرگ جلوه دادنِ ضعف‌ها و نقائصِ کشورهایی چون ایران بوده است. همیشه نقد کرده‌اند و اشتباهات‌مان را در بوق کرده‌اند و شاید بس‌یاری جاها هم اصلاً اشتباه و نقص و ضعفی نبوده و آن‌ها بوده‌اند که تلاش کرده‌اند برای چالش‌سازی و بحران‌آفرینی.

این‌روزها روی‌کردِ جمهوری اسلامی ایران و رسانه‌های تابعه‌اش مثلِ صداوسیما این است که مسئله‌ی درگیری دانش‌جویان با پلیسِ انگلیس را بولد و بزرگ جلوه دهند. به‌طورِ مثال آقای حیاتی گوینده ی اخبارِ ساعتِ 14 به آقای فلاح - نماینده ی واحدِ مرکزی خبر در لندن - می‌گوید: اسماعیل ام‌روز چه خبر از درگیری پلیس و دانش‌جویان؟

وقتی برای حسین (سلّم‌الله) سیاه می‌پوشیم و عزاداری می‌کنیم یعنی اعلامِ انزجار و ناراحتی. یعنی اعلامِ تنفر از روحیه‌ی حق‌ناطلبی. یعنی اعلامِ برائت از «رسیدن به هدف به هر قیمت». یعنی هدف وسیله را توجیه نمی‌کند! یعنی العاقل یکفیه‌الإشاره...

دوم

خاطره‌ای از منوچهرِ متکی که برای همیشه در ذهن‌م خواهد ماند:

خاطره‌ای که شاید رسانه‌ها به آن توجهِ چندانی نکردند امّا قطعا در تاریخِ دیپلوماتیکِ این کشور بعدها از آن خواهند گفت. در اجلاسی که منوچهر متکّی و خانمِ رایس به نماینده‌گی از ایران و امریکا حضور داشتند (فکر کنم شرم‌الشیخ) ضیافتِ شامی به میزبانیِ فکر کنم مصر برپا شده بود. در هم‌این اثنی خانم رایس با آقای متّکی روبه‌رو شد. به طعنه گفت: برویم که شاید شیرینیِ این ضیافت از تلخی روابطِ ما و شما بکاهد. آقای متکی هم به زبانِ انگلیسی جواب داد که: در روسیه زمستان بستنی می‌خورند. به این دلیل که دمای هوا سردتر از دمای بستنی‌ست!

سوم

این‌روزها همه از برکناری منوچهرِ متّکی و سرپرستی آقای دکتر صالحی می‌گویند. این‌روزها فارغ از این هیاهوها جریانی نامطبوع ولی بس‌یار متبوع حولِ شخصیتِ دکترسعید جلیلی تبلیغاتِ بس‌یار می‌کنند. جریانی که درگیری پلیسِ انگلیس با دانش‌جویان برای‌شان مهم‌تر است از احوالِ مردمانِ بشاگرد و شادگان و زابل. از ولی‌نعمتانِ بلندطبعِ این انقلاب...

 

من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان

با این حساب اهلِ جهنّم فرق دارند

فاضل نظری

نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |