برای خوب ‌بودن - گفتن

گفتن

λεγειν

مهم‌ترین قطعه‌ی یک رایانه پردازش‌گرِ آن است. از این جهت که اصلِ فعالیتِ یک رایانه براساسِ قواعد و پروتکل‌هایی‌ست که آن پروتکل‌ها در آی‌سی‌های پردازنده رفت‌آمد دارند و پرداخت می‌گردند.

ذهنِ آدم‌ها مانندِ پروسسورها مدام در حالِ اندیشه‌ورزی و پردازش است. همان‌گونه که پردازنده‌ها براساسِ قابلیت‌ها و شاخص‌هاشان متمایز می‌شوند، اذهانِ آدم‌ها هم براساسِ اندیشه‌ها، تصمیم و انتخاب‌ها و در نهایت اعمال متمایز می‌گردند.

به‌شخصه در زنده‌گی همیشه از مصاحبت و مجالست با آدم‌های اهلِ ثقالتِ رفتاری و ذهنی بیش‌تر، لذت برده‌ام. همیشه خواسته‌ام در مسیرِ وزشِ نسیمِ منطق و فهم و اندیشه‌ی آن‌ها قرار گیرم. این‌جور آدم‌ها چند شاخصِ بارزِ رفتاری دارند؛ یک‌جور پروای پیش‌فرض از عریان واردِ هر مسئله و هر بحثی شدن در رفتارِ آنان وجود دارد. انگار از این‌که محاطِ موضوعی باشند اجتناب می‌کنند و لازمه‌ی ورودشان به هر بحثی فهمِ محیطیِ آن بحث است. این خیلی ارزش‌مند است زیرا باعث می‌شود دامنه‌ی تغییراتِ لحظه‌ای آنان کم شود و میزانِ تأثیرپذیری‌شان از محیط و وقایع - خصوصا وقایعِ هیجانی - به سمتِ حقیقت میل کند.

-

خدایا مانندِ کسی که لبِ ساحل می‌نشیند و به وسعت و زیبایی دریا می‌نگرد همیشه از دیدنِ رفتار و برخوردِ آدم‌های منطقی و محترم لذت برده‌ام. از این‌که نمی‌لرزند به هر بادی. از این‌که تکیه‌گاه‌ِ دیگران‌ند. از این‌که از امتحان‌های بزرگ سربلند بیرون می‌آیند و از...

خدایا، هرچه‌قدر هم که فاصله باشد بینِ من و آن‌ها باز دلِ من به بزرگی و رحمتِ تو گرم است. از تو می‌خواهم کمک‌م کنی و وزن و منطقِ افکارم را بالا ببری و مرا از زمره‌ی باوقارهایت قرار دهی...

نوشته شده در شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |