تقاضا - گفتن

گفتن

λεγειν

بعد از حدودِ یک‌سال سرمای خیلی سختی خوردم ام‌شب. تبِ حسابی‌ای هم کردم. یه کولد اِستاپِ نایت خوردم اما بعید می‌دونم تأثیری داشته باشه. می‌خواستم یه پُستِ «برای خوب ‌بودن» بنویسم که متأسفانه با این حال‌م و سفری که در پیش دارم نمی‌تونم.

فقط دل‌م می‌خواست توی وب‌لاگ‌م بنویسم که من یه روزی که نمی‌دونم کِیِ قراره بمیرم مثلِ همه‌ی آدما. دوست داشتم قبل از این‌که این اتفاق بیفته به طریقی از هرکسی که حقی به گردنِ من داره تقاضای حلالیت کنم و در صورتِ لزوم اون حق رو اداء کنم. هرکس که این پست رو می‌خونه و حرفی یا چیزی داره که لازمه بدونم لطفا کامنت بذاره. حتا شده کامنتِ خصوصی. منتظرما!

نوشته شده در یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |