گفتن

گفتن

λεγειν

بسم الله رب العالمين 

 

تو گلبرگی بباغ ياس بودی

      و عطری از گل احساس بودی

            تو رنجیدی از این بی مهری من

                       ندانستم که تو حساس بودی

 

هديه به ساحت آقا ابلفضل العباس

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و مد فی عمره الشریف و زین الارض بطول بقائه

 

عمريست ميکشيم . عمريست می کشيم اين عنوان را به دوش . عمريست می کشيم اين عنوان را به دوش که انسانيم .

عمريست می کشد اين انتظار را که کسی که اسمش انسان است مونس تنها يی هايش باشد . عمريست می کشيم آن انتظار را !!!

عمريست مي برد . عمريست مي برد دل ما را به هزار عشوه . عمري است مي برد دل ما را به هزار عشوه به هزار جا .

عمري است برده است دلمان را به اشتياق يك نگاه .

عمري است مشتاقيم . عمري است مشتاق است ...

عمريست كشانده ايم به زور و زر خودمان را به خاك . عمري است زمين گير يك جو گندميم . عمريست كه در حسرت سيب رويش داغ مي خوريم . عمريست مي باليم به هرچه انتظار و حضور و معرفت  و ع ش ق ؛ عمريست مي باليم به بي بالي عين و شين و قاف .

عمريست خسته ايم از هرچه پاييز و خزان و جو اي انتظار .

عمريست برده ايم ز  ياد ، سبزي و طراوت بهار .

 

يكبار . فقط يكبار بيا و بگير و ببر . يكبار بيا و بگير و ببر اين دل را كه يك عمر بهانه گير است  و عاشق و بي قرار .

 

خاک

( چون وقتی اينو می نوشتم حالم خوش نبود و منم چش ندارم ببينم حال ديگرون خوش باشه ،  نوشتم حالتون از خوشی در بياد)

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سکوت

 

دوئل تمام

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٥ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |