نوريه - گفتن

گفتن

λεγειν

بسم رب المهدي
سلام
خب نمي دونم دلت چقدر پر بوده كه اين جوري نوشتي اما يه سري نكته كوچولو رو بگم از باب اينكه منم مثل خودت بچم و دوست ندارم همه بچه ها مثل هم نباشن .
رسالتت خيلي قشنگ اما الفاظت قشنگ نبودن . نميدونم شايد تو راست بگي اما فكر نمي كنم خوش داشته باشي  كه  کسی به خواهرت يا خواهرامون از اين چيزا ياد بده . لزومي نداره با اصرار به يه دختر بفهموني كه معني محاوره استمنا ميشه ...!
لزومي نداره بهش بفهموني . تو كه مي فهمي ، تو كه همه رو مي شناسي (از رو متن خودت مي گم ) چرا اصرار داري اثبات كني . تو كه همه چي رو ميدوني ميتوني خيلي راحت هم از همه چيز بگذري . يا شكت يقين نشده يا يقينت مغشوش شك .
بسم الله النور ، بسم الله النور علي نور . بسم الله الذي خلق النور من النور . بسم الله الذي هو مدبر الامور .
خودش بهتر ميدونه و مي تونه درستمون كنه . ما بايد آدمش باشيم . به بسم الله و بوق و سر و صدا هم نيست . به دل  و به سينه است . شرح و واسعش رو كم ميبيني . فكر ميكني واسه چي؟
يه سري آمار و اطلاعات كوچولو كه همراه يه كمي تجربه است نشون ميده كه تموم بچه هاي ايرون مث هم اند و از بيشتر چيز ها مث هم اطلاع دارند . حالا يكي بروزش ميده يكي نميده . يكي  هم لزومي نمي بينه .
اينم قبول كه قم فلان . خب هميشه اين جوري بوده كه جايي كه يه كوه علم و معرفت هست كنارش چيزاي بد و فساد هم هست . اما دليل نميشه مردم قم راه بي افتن و زير چادر هم ديگه رو نگاه كنن و ما هم همچين وظيفه و اجازه اي نداريم . سر گشاد نوشتت و با تموم ارجاعاتش برگردون جلو آينه و ببين چيا به خودت گفتي برادر . تو رسالتت خيلي قشنگ تر از اين حرفاست .
من هم همچين كس خاصي نيستم كه حالا بيام برات جوابيه بنويسم . شايد دلم مث خودت گرفته بود . خاكم ديگه . راستي خوبه كه خاك باشي يه مدت . بذار لگدت كنن . خوب ميشي . وسيع ميشي . بزرگ ميشي . كه هستي و بزرگوار هم هستي و بمون . اما نه به هر قيمتي .
به رسالتت قسم داداشي .
التماس
يا حق

 

 

نوشته شده در شنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٥ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |