زبانی که برای فرهنگ نمی‌چرخد و دلی که برای هنر نمی‌سوزد... - گفتن

گفتن

λεγειν

پرسیدم: سرکارخانم، از وقتی شما سردبیر شدید، لوگو، قطع، گرافیک، جنس، محتوا و... همه‌گی با هم عوض شده‌اند. چه‌را؟

گفت: چه اشکالی دارد؟

گفتم:

یک) این‌که ما این نشریه را با آن شکل و شمایل و محتوا دیده بودیم (هفت شماره!). در نشریات تغییراتِ کوچک هم مشمولِ هزینه‌اند، چه رسد به تغییراتی چون‌این سترگ که بیش‌تر شبیه دگردیسی‌ند.

دو) فرمتِ قبلیِ نشریه شخصیتِ خاص و منحصربه‌فردِ خودش را داشت. شبیهِ هیچ نشریه‌ی دیگری نبود. چه از منظرِ قطع و چه از منظرِ گرافیک و محتوا. تصویرسازی‌های خاص‌ش خیلی خوب‌ش کرده بود...

سه) اینی که شما درمی‌آورید شبیهِ ژورنال نیست. ذاتِ ژورنالیستیک‌ش کم شده. ماه‌نامه نیست. به قولِ خودتان کتاب است. گرافیک‌ش سرد و بی‌روح شده. شبیهِ نشریاتِ دیگر است. قطعش را بزرگ کردید. جلدش را عکس کار می‌کنید...

گفت: در موردِ تصویرسازی بگویم که همه اعم از مردم و نویسنده‌گان فکر می‌کردند که بچه‌گانه‌ست. نویسنده‌ها به ما مطلب نمی‌دادند به خاطر تصویرسازی‌ها. ضمنا در جلدِ آن چندشماره عکسِ نویسنده‌گان تصویرسازی شده بود. ما بیش‌تر از هفت نویسنده نداشتیم برای تصویرسازی! چون بقیه مشمولِ ممیزی می‌شدند. ضمناً اینایی که شما می‌گید سلیقه‌ست. صرفا هم سلیقه‌ی شماست. سلیقه‌ی ما اینه که می‌بینید. مدلِ ما اینه. فروش هم زیاده. پس مدلِ ما به‌تره.

پرسیدم: تیراژ رو نسبت به گذشته بالاتر بردید، درسته؟

جواب داد: بله.

گفتم: سلیقه را منها کنید. استدلالِ پشتِ سلیقه رو ببینید. من به این دلایل می‌گویم که به نظرِ منِ خواننده نشریه از آن کیفیت و اُردر افول کرده. حاضرم کِرو بکشم برای‌تان که سهمیِ اقبالِ مخاطب، با این شیوه‌ای که شما درپیش گرفته‌اید کجا مماسِ با محورِ افقی می‌شود...

گفت: فروشِ ما چیزِ دیگه‌ای رو نشون می‌ده. حرف‌های شما هم انتقاد نیست، سلیقه‌ست. اصلا حرفی نیست!!!

گفتم: سرکارِ خانوم، طوری رفتار کنید که اگر سردبیرِ دیگری بعد از شما آمد، باز همه‌چیز را تغییر ندهد و نگوید سلیقه‌ی من این است و سلیقه‌ی سردبیرِ قبلی آن! این‌ها هزینه‌بر هستند!

گفت: اتفاقِ طبیعی‌ای‌ست. باید بیفتد.

-

پی‌نوشت: وقتی سردبیرِ نشریه‌ای ادبی‌فرهنگی‌هنری این‌گونه به کارش که همانا تلاش برای اعتلای فرهنگ و هنرِ این مملکت است بنگرد، چه انتظاری از فلانی و بهمانی؟ چه انتظاری از کسانی که کارشان هم فرهنگ نیست. اسم‌شان هم فرهنگی و ارشادی! نیست...

نوشته شده در چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |