تشویش‌های لیبرال‌دموکراسی - گفتن

گفتن

λεγειν

جامعه‌ای را در نظر بگیرید که برای سیاست‌هایِ فرهنگی، مبنایِ اقتصادی متصور نیست. مگر آن‌جایی که حمایت از فرهنگ پی‌آمدی اقتصادی داشته باشد. اصل‌ی وجود دارد که می‌گوید عمل‌کردِ کارآمدِ بازار مستلزمِ آگاهیِ مصرف‌کننده‌گان‌ش است. یعنی مردم از رفاهِ خود غافل نباشند و انتخاب‌های‌شان را بهینه انجام دهند. بدانند که چه چیزی برای‌شان خوب است و چه چیزی نیست و براساسِ آن انتخاب‌هایِ درستی داشته باشند. حال اگر سیاست‌گذار وجهه‌ی همتِ خویش را به این دلیل که به پی‌آمدهایِ اقتصادیِ آن واقف نیست بر «اطلاع‌رسانی» و «آموزش» قرار ندهد چه اتفاقی می‌افتد؟ جامعه‌ای که مردم‌ش تابعِ رفاه و مطلوبیت‌های فردی باشند، در قبالِ کالاهایی که از نظرِ اجتماعی باارزش‌ند (مثلِ هنر، ادبیات و...) چه موضعی خواهد داشت؟ نقشِ سیاست‌گذاری که نه‌تنها آرزوهایی اضافه بر خواست‌های مردم که کم‌تر از خواستِ مردم دارد چیست؟

 

نوشته شده در جمعه ۱٦ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |