تو - گفتن

گفتن

λεγειν

ما با نوایِ حنجره‌ی یار دل‌خوش‌یم
«نی‌نامه»ایم –با غمِ دل‌دار– دل‌خوش‌یم

نالیده‌اند مرد و زن از هجرِ روی تو
ما از وجودِ فاصله انگار دل‌خوش‌یم

حلاج سهمِ مدعیان و مورخان
ما از شهودِ عشق، سَرِ دار، دل‌خوش‌یم

تقدیر اگر به نرخِ تو خورده‌ست این رقم
ما از هجومِ خونیِ تاتار دل‌خوش‌یم

او با حدوثِ فرضی و ابهام مدعی‌ست
ما با وجودِ نافیِ انکار، دل‌خوش‌یم

دینار سهمِ اوست، به دینار دل‌خوش است
آوار سهمِ ماست، به آوار دل‌خوش‌یم

گاه‌ی‌ست مبتلا که به آن «گاه» معترض!
هربار مبتلا و به هربار دل‌خوش‌یم

چندان تفاوتی نکند گر رضایِ توست
روزی به نور و روزِ دگر نار، دل‌خوش‌یم!
-

شهریور 89

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |