احیای بی‌حیایی! - گفتن

گفتن

λεγειν

تسبیح به دست و با لباسی از تقوا، فرقِ تو و دین‌ت را با خودمان و قرائتِ کوفی‌مان از دین، نشانِ ابن‌ملجم‌های عالم می‌دهیم تا شکافِ بینِ «مدنیت» و «سیویلیزِیشن» را با خونِ دلِ تو پُر کنند و برسند به آتوپیایِ خدایِ کعبه!

-

نمازت را بخوان و زکات‌مان را بده!

شبِ نوزده‌م کارت بکش. شبِ بیست‌‌م «بی‌وجدان»یِ کاری داشته باش و شبِ بیست‌و‌یک‌م زیرآبِ «مقداد» و «عمار» و «آق‌عمو چای‌چی» را بزن. برای استخدام در اداره‌ی زُبیر، لازم نیست «علی» باشی!

-

بچه‌ها، هفته‌ی سومِ فروردین از خجالتِ «بودجه» و «همتِ مضاعف» و «اداری‌مالی» درآمده‌اند. «چشم‌انداز» و اصلِ چهل‌و‌نمی‌دانم‌چند و مرام‌نامه را با فونتِ جدیدِ «مریم‌سافت» کرده‌ایم تو بوق و زده‌ایم تنگِ دیوارِ اتاقِ کنفرانس! طلحه‌گی اگر یادت رفت، برو پیشِ رئیس!

-

ما هم‌سایه‌ی زهراء نبودیم که فدک را هاپولی کنیم. دودِ کارخانه‌های‌مان اما، ابر و باد و مه و خورشید و فلکِ زهراهایِ «نازی‌آباد» و «شوش» و «پاچنار» را کرده‌اند تو قوطی رفیق!

-

«پارسِ جنوبی» خانه‌ی بچه‌های «سوسنگرد» را زشت کرده است. سوسن‌سوسول بچه‌های شمالِ‌ تهران را با پارسِ سگِ خوش‌گل‌ش مست! بچه‌های «هویزه»، نفتالین هم ندارند بخورند، از بس که بچه‌های «فرمانیه» نفع برده‌اند از نفت!

نوشته شده در دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |