داستانِ مارا نخوان! - قسمتِ اول - گفتن

گفتن

λεγειν

پرده‌ی اول

انگار کن در باغ‌ی سیر می‌کنی که پُر است از میوه‌های رنگارنگ و باطراوت و گونه‌گون.

هرکجا که دست می‌بری رنگ‌ی‌ست و میوه‌ای و طعم‌ی.

ترش و شیرین و ملس!

برای هر سلیقه‌ و مذاق‌ی، انتخاب‌ی هست.

گوییا بهشتِ طبعِ آدمی‌ست...

-

بله، در این دنیایی که سرعتِ اینترنت‌ش را با کیلوبیت و آن‌هم بر ثانیه و میلی‌ثانیه می‌سنج‌ند و با این خواننده‌گانِ گریزپایِ فیدهای خبری، بازیِ با عبارات و کلمات، شاید که نه، حتماً محلی از اعراب ندارد و بسیار هم جای اشکال دارد، ولی این‌جا ایران است و اینترنتِ پرسرعت معنای آن‌چنان‌ی ندارد و می‌توان‌ی سرعتِ دان‌لود را با سرعتِ حرکتِ یک مار در هذلولیِ سنگ‌لاخِ یک کوهستان سنجه کنی و اگر سایتِ خبری‌یی باقی مانده باشد که هنوز فیلتر نشده، روزی یک‌بار هم فید بخوانی! (این را گفت‌م تا شمایی که خواننده‌ی محترمِ این بنده هستید، هی غُر نزنید که چرا این‌قدر با کلمات بازی می‌کند این یارو!)

آن انگاره‌ی طبعِ آدمی‌زاده که در بالا آمد را مفروض‌ی از دنیای امروز بدان و هر درخت‌ی را بِرندی و هر میوه‌ی مطبوعه را کالایی. انسانِ ام‌روز اگر هیچ خصلت و خصیصه‌یی را از آفریدگارش به ارث نبرده باشد، بی‌شک میلِ به تنوع و گونه‌گونی و ایجاد را به ارث برده است.

همین میلِ به تنوع‌طلبی و ایجاد و استفاده که میل‌ی‌ست فطری، انسان را به آن سوی و سمت سوق داده که طبقِ هر دل‌خواست‌ی کالایی فراهم آورد و برای هر ذائقه‌یی، مزه‌یی!

هرکجای این جهان که خواست و تقاضایی باشد، لاجرم عرضه و ارائه‌یی هم هست و یا لااقل به‌وجود خواهد آمد. و این داستانِ ساده‌ی تشکیلِ بازارهاست. هرکجا که بازاری باشد، بازاریابان‌ی نیز خواهند بود و رقیبان‌ی هم پیدا خواهند شد و فضای رقابت‌ی‌یی نیز. آن‌گاه مطلوبیت و کیفیت و قیمت هم معنا خواهند یافت. و البته همه‌ی این‌ها متوازنِ باهم کارایی خواهند داشت و این نیست که اگر یکی لنگ بزند، دیگری بتواند درست کار کند. مثلا نمی‌توان انتظار داشت، اگر کیفیتِ کالایی کم و قیمتِ آن نامتعارف باشد،م مطلوبیت و تقاضا بالا برود و اگر تقاضا کم باشد، عرضه فراوان!

و البته رقابت و کیفیت، این‌جا مفهومی بس حیات‌ی دارند که عاقلان دانند! خدا نکند کالایی ضروری، کیفیت‌ی درخور و رقیب‌ی هم‌صنف نداشته باشد...

دنیای ما دنیای رقابت است و کیفیت و مطلوبیت و عرضه و تقاضا. دنیای رنگ و بو و طعم. دنیای کالا و برند و مارک، و در یک کلام، دنیای بازار و در رقابتِ بازارِ دنیا، برتری با کیفیت است و تبلیغات. و حتا می‌توان گفت با چه‌گونه‌گیِ تبلیغات!

دنیای بازار، مرز و حدِ جغرافیایی و سیاسی نمی‌شناسد. چراکه میل و دل‌خواستِ مردمان‌ش این حصر و بندها را برنمی‌تابد و دولت‌ها تابع‌ند مقابلِ خواستِ مردمان‌ی که صاحبِ سرمایه‌اند و ذی‌تقاضا. بی‌تردید برنده‌گانِ بازیِ بازارِ دنیا، آنان‌ی‌ند که جامعه‌شناسان و یا به‌تر است بگویم ذائقه‌شناسانِ بهتری‌ند... این مطلب ادامه دارد

نوشته شده در جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |